از آن دو زلف پریشان که خم به خم دارد
به هر خمی دل جمعی اسیر غم دارد
ز اشک و رخ همه را سیم و زر به دامان ریخت
کدام شه به گدایان چنین کرم دارد
چرا ز دیده ی مردم نهفته رخ چو پری
اگر نه شرم از او گلشن ارم دارد
دلم به آهوی ببر افکنش نگردد رام
به شیر شرزه نگر کز غزال رم دارد
بگو به پادشه از من که جام جم به کف آر
که صرفه ای نبرد هر که ملک جم دارد
به لطف گو برهان بنده ای زبند بلا
چه چشمت آنکه حصاری پر از حشم دارد
به گاه نزع چه فرق است با گدا شه را
هزار قیصر و خاقان اگر خدم دارد
ز خاطری المی، از دلی غمی بردار
شبان مرا دست که غم خواری غنم دارد
صفای طبع صفایی چه خوش توان دریافت
از این لآلی دلکش که درقلم دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق میپردازد که زلفهایش پریشان و دلربا هستند. هر خم زلف او دلها را به غم و عشق میاندازد. شاعر به تبسم و کرم معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که از پادشاه بخواهد که برایش جام جم بیاورد. او همچنین به سختیهای زندگی و غمهای خود اشاره میکند و دلی پر از درد و ناراحتی دارد. در نهایت، شاعر با تأکید بر زیباییهایی که در دل خود دارد، بیان میکند که در زندگی با غمها و مشکلات روبرو است و به دنبال صفای خاطر و آرامش است.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی اشاره میکند به زلفهای پریشان و پیچیدهای که دنیایی از احساسات و غمها را به همراه دارند. هر بار که این زلفها به شکلی خاص خم میشوند، دلهایی که در آنها گرفتارند، غم و اندوهی عمیق را احساس میکنند. حافظ به طور هنرمندانهای از زیبایی و جذابیت زلفها صحبت کرده و در عین حال نشان میدهد که این زیبایی میتواند غم و اسارت را با خود به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: از اشک و غم خود، همه را به زرق و برق زینت میکند؛ کدام پادشاهی اینقدر دست و دلباز است که با گداها اینگونه بخشندگی کند؟
هوش مصنوعی: چرا چهرهات را از دیدهها پنهان میکنی مانند پری؟ اگر نه اینکه از او خجالت میکشی، که گلشن ارم (بهشت) هم به خاطر تو زیبایی دارد.
هوش مصنوعی: دل من به زیبایی و چالاکی آهو فریب میخورد و هرگز به شیر درنده تسلیم نمیشود، زیرا میدانم که آهو از خطر فرار میکند.
هوش مصنوعی: به پادشاه بگو که جام جم را به دست گیرد، زیرا هیچ کس بهرهای از صاحبملک بودن ندارد.
هوش مصنوعی: با لطف و محبت خود بر این بنده، که در دام مشکلات گرفتار است، راه نجاتی بگشای. چه آنکه تو صاحب سرزمین گنجها و ثروتها هستی.
هوش مصنوعی: در زمانهایی که مرگ نزدیک است، هیچ فرقی بین یک پادشاه و یک گدا وجود ندارد. حتی اگر پادشاه همراهان و درباریانی داشته باشد، در آن لحظه همه در برابر مرگ برابرند.
هوش مصنوعی: از دل درد و غم خود کمی بکاه، ای شبان، که دلسوزی و مراقبت از گوسفندان را داری.
هوش مصنوعی: از دل صاف و ساده، خوشی و زیبایی خاصی را میتوان دریافت که در نوشتار و بیان احساسات نهفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم زدرد تو خون شدترا چه غم دارد
نه عشق تو چو منی در زمانه کم دارد
مرا بعشوه ازین بیش در جوال مکن
که دل چو وعده تو پای در عدم دارد
ز روی خوب تو دانی که بر تواند خورد؟
[...]
هنر بباید و رادی و مردمی و خرد
بزرگزاده نه آنست کو درم دارد
ز مال و جاه ندارد تمتعی هرگز
کسیکه بازوی ظلم و سر ستم دارد
خوشا کسیکه ازو بد بهیچکس نرسد
[...]
مرا ز خاک ره آن مه همیشه کم دارد
بدین مشابه گدا را که محترم دارد
ز کیمیای حبانم نشان ده ای ره بین
که چشمم آرزوی خاک آن قدم دارد
بیاد روی تو جامی که داردم ساقی
[...]
دلی که غیب نمای است و جامِ جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود، چه غم دارد؟
به خَطُّ و خالِ گدایان مده خزینهٔ دل
به دستِ شاهوَشی دِه که محترم دارد
نه هر درخت تحمّل کند جفایِ خزان
[...]
خدنگ غمزه و ابرو کمان به هم دارد
اگر کشد من بیچاره را چه غم دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.