چون یار سخن راند وز نطق شکر بارد
خاموشی آن لب را شکر چه دهن دارد
بی پرده یکی بخرام تا باز ببینم کیست
کز رخ چو تو مه سازد و ز قد چو تو سرو آرد
برخیز و به جای خویش بنشان همه خوبان را
کاین دست چمیدن ها سرو چمنی نارد
یک چین ز خم گیسو در راه صبا وا کن
تا نافه ی چین خود را گلبوی نپندارد
دهقان قدیم از نو گو درهمه جایش زین پس
تخمی به از این باشد نخلی به از این کارد
چشمی به سپهر افکن چهری بگشا بر مهر
تا باهمه رخشانی خود را چوتو ننگارد
بسرای که کس نشنید جز آن دهن نوشین
گر بسته نمک پاشد ور غنچه حدیث آرد
دعوی همه بی معنی آن طالب صورت را
کز رای تو رو تابد و ز خوی تو سر خارد
بازم به قدومت سر گر مرگ امان بخشد
ریزم به حضورت جان گر حادثه بگذارد
روزی بنواز از وصل زاو شب هجران را
دندان به جگر تا چند بر صبر بیفشارد
یک ره قدمی از لطف بر فرق صفایی سای
تا هست به کف جانیش در پای تو بسپارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از لبان معشوق به عنوان منبع شکر و شیرینی سخن میگوید و از او میخواهد که در کمال زیباییاش نمایان شود. او از معشوق میخواهد که خود را نشان دهد و دیگر زیبایان را در کنار خود بنشاند تا زیباییاش را به نمایش بگذارد. شاعر همچنین به مشکلات و غمهای ناشی از فاصله و جدایی اشاره دارد و عشق و محبت را با صبر و تلاش برای وصال توصیف میکند. در انتها، او آرزو میکند که محبت و زیبا رویی معشوقش برایش آرامش و شادی به ارمغان بیاورد.
هوش مصنوعی: وقتی محبوب صحبت میکند و از دهانش شیرینی میریزد، آن لب خاموش چه نیازی به شکر دارد؟
هوش مصنوعی: بیپرده جلوهگر شو تا دوباره ببینم کیست که با چهرهاش همچون ماه میدرخشد و قدش مانند سرو است.
هوش مصنوعی: بلند شو و همه خوبان را در جای خود بنشان، چرا که این نشستن و دست کشیدنها مانند چمن سرو، بیخود و بیفایده است.
هوش مصنوعی: یک تکه از موهای خود را در مقابل نسیم رها کن تا کسی که از زیبایی های تو خبر ندارد، گمان نکند که موهایت مثل گل له شده و پژمرده است.
هوش مصنوعی: کشاورز قدیمی از نو میگوید که در همه جا، از این به بعد، باید بذر بهتری بکاریم و از این درختها با کیفیتتر بکاریم.
هوش مصنوعی: به آسمان نگاه کن و چهرهات را به سوی خورشید باز کن، تا با تمامی درخشانی که داری، خود را ننگینی نپنداری.
هوش مصنوعی: بخوان که صدایی از کسی به گوش نرسیده، تنها آن دهان شیرین صحبت کند. اگر نمک بر زخمها پاشیده شود یا از غنچهها داستانی نقل شود.
هوش مصنوعی: دعوی و ادعاهای تو بیمعناست، زیرا کسی که فقط به ظواهر توجه دارد، از قضا تو را پس میزند و از ذات تو دور میشود.
هوش مصنوعی: باز هم برای دیدن تو حاضر میشوم، حتی اگر مرگ اجازه بدهد. جانم را در حضورت نثار میکنم، اگر حادثهای پیش نیاید.
هوش مصنوعی: روزی با وصل محبوب، دل را شاد کن و در شب هجران، دندان بر جگر بگذار. تا کی باید بر صبر خود افزوده و رنج کشید؟
هوش مصنوعی: یک قدم از مهربانیات را بر سر من بگذار تا جانم را به پای تو نثار کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.