گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۲۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشم می پوشم نظر بر روی جانان می کنم

در وصال از دوربینی مشق هجران می کنم

دیده افسردگان گرمی ز آتش می برد

داغ را در رخنه های سینه پنهان می کنم

پنبه صبح وطن داغ مرا ناسور کرد

مرهم از خاکستر شام غریبان می کنم

حق آبی هرکه را بر من چشم من است

در کنار نیل یاد چاه کنعان می کنم

ذره ام اما زمن خورشید باشد در حساب

مورم اما حرف در کار سلیمان می کنم

سر بر آرند از گریبان در تماشا خلق و من

می برم سر در گریبان سیر بستان می کنم

اصفهان تا چند صائب سرمه در کارم کند

زین زمین حرف دشمن رو به کاشان می کنم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.