گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۴۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کعبه از کوی تو لبیک زنان می گذرد

زمزم از خاک درت اشک فشان می گذرد

با همه تار تعلق که در او پیچیده است

شمع در نیم نفس از سر جان می گذرد

اگر این است فلک، روز و شب عشرت ما

در شب جمعه و روز رمضان می گذرد

قصه خنجر الماس مگویید به ما

که در اینجا سخن از تیغ زبان می گذرد

غیرت از مدعیان خون مرا خواهد خواست

باغبان کی ز سر جرم خزان می گذرد؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.