گنجور

 
صائب تبریزی
 

حسن ترا که ناز به اهل نیاز نیست

این ناز دیگرست که پروای ناز نیست

از دیدن تو چون دل عشاق وا شود؟

در ابروی تو یک گره نیم باز نیست

از ما متاب روی که آیینه ترا

روشنگری به از نظر پاکباز نیست

از آه نارساست شب ما چنین رسا

افسانه گر دراز بود شب دراز نیست

یوسف ز چشم شوخ زلیخا چه می کشد

شکر خدا که دیده یعقوب باز نیست!

عشق تو یار جانی هفتاد ملت است

در هیچ پرده نیست که این نغمه ساز نیست

سیل از بساط خانه به دوشان چه می برد؟

ملک خراب را غمی از ترکتاز نیست

با اهل درد کار بود داغ عشق را

بر هر گلی که عطر ندارد گداز نیست

صائب دل تو در پس دیوار غفلت است

ورنه کدام وقت در فیض باز نیست؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.