گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۱۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

فراغ بال طمع کردن از فلک خام است

که فلس ماهی این بحر حلقه دام است

مرو ز میکده بیرون، که در جهان خراب

ز روزنی که نسیمی به دل خورد جام است

صفای وقت ز صافی کشان مجو زنهار

که این وظیفه رندان دردی آشام است

ز تازه رویی جاوید می توان دانست

که سرو فارغ از اندیشه سرانجام است

نصیب پاک دهانان بود حلاوت عیش

شکر ز چرب زبانی حصار بادام است

چه لازم است قفس را شکسته دل کردن؟

ترا که وقت پرواز تا لب بام است

به لب خموش و به دل باش صد زبان صائب

که شکر نعمت ظاهر تمام ابرام است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور