گنجور

 
ساغر کنگاوری

نظر به حال من و دل نکرد یار امروز

گذشت کار من و کار دل ز کار امروز

نسیم نکهتی از تار زلف یار نداشت

ز زلف یار شدم تیره‌روزگار امروز

بهار لاله و گل بشکفد ببین که شکفت

ز طرف روی توام طرفه نوبهار امروز

عزای سرو و گل و لاله باغبان دارد

مگر به باغ شد آن شوخ گل‌عذار امروز

جرس ز حالت مجنون به ساربان نالد

مگر که ناقه لیلی‌ست در قطار امروز

ز عیش کام طرب جو مجوی فرصت وقت

به کام‌بخشی فردا چه اعتبار امروز

به حکم شرغ فقیهم برون ز مسجد کرد

فنا و مستی و دیوانگی به کار امروز

خراب باده دوشینه‌ام چنان ساقی

که جوش می‌زند اندر سرم خمار امروز

چه غم ز دشت فردای حشر ساغر را

که در دلش بود اخلاص هشت و چار امروز

 
 
 
صائب

مگر به فکر سواری است آن نگار امروز؟

که نیست فتنه خوابیده را قرار امروز

کدام سنگ ملامت هوای من دارد؟

که نیست در دل دیوانه ام قرار امروز

گذشت آن که خزف اعتبار گوهر داشت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
جویای تبریزی

به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروز

چه مایه فیض که اندوخت نوبهار امروز

دلم زدیدنش آبی که خورده بود امشب

فرو چکید زمژگان اشکبار امروز

بود زجوش تر و تازگی به روی هوا

[...]

حزین لاهیجی

ز خط شده ست عذارش بنفشه زار امروز

کرشمهٔ عجبی می کند بهار امروز

گرفته ام به سخن لعل می چکانش را

به خون توبه چرا نشکنم خمار امروز؟

قاآنی

رساند باد صبا مژدهٔ بهار امروز

ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز

هوا بساط زمرّد فکند در صحرا

بیا که وقت نشاطست و روزکار امروز

سحاب بر سر اطفال بوستان بارد

[...]

محیط قمی

زچهره پرده بر افکند، پردار امروز

کمال قدرت حق گشت آشکار امروز

نمود شمس حقیقت طلوع و رنگ مجاز

زدوده گشت زمرآت روزگار امروز

ثبوت وحدت حق را بر غم مدعیان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه