گنجور

 
محیط قمی
 

زچهره پرده بر افکند، پردار امروز

کمال قدرت حق گشت آشکار امروز

نمود شمس حقیقت طلوع و رنگ مجاز

زدوده گشت زمرآت روزگار امروز

ثبوت وحدت حق را بر غم مدعیان

گرفت پرده ز رخ دست کردگار امروز

فضای عالم ایجاد، مطلع الانوار

شده زجلوه ی آن ایزدی عذار امروز

شد از تجلی او عقل، بی خود و مدهوش

فتاده روح مجرد، کلیم وار امروز

زبان ناطق حق آشکار شد که رسد

به گوش صوت اناالحق زهر کنار امروز

به رهگذار طلب گرچه داشت عمری چشم

زمانه آمده بیرون زانتظار امروز

زنام فرخ سلطان عشق رز وجود

گرفت زینت و شد کامل العیار امروز

زدند سکه ی دولت به نام خسرو دین

فراز گنبد این نیلگون حصار امروز

امین خلوت وحدت به عالم کثرت

قدم نهاد زالطاف بی شمار امروز

نثار مقدم او را به ساحت گیتی

نمود عقد ثریا، فلک نثار امروز

وصول حضرت او را سوی بسیط زمین

نمود عیسی گردون نشین گذار امروز

پدید آمد، حلّال مشکلات و گشود

جهانیان همه را عقده ها، زکار امروز

قسیم جنت و دوزخ ولی بار خدای

نمود قسمت روزی مور و مار امروز

به خوان جود، صلا زد جهانیان همه را

رسید صیت سخایش، به هر دیار امروز

زبطن مام هویت به مهد امکان پای

نهاد والد والای هفت و چهار امروز

عدو به کَتمِ عدم شد نهان زملک وجود

زبیم صاحب برنده، ذوالفقار امروز

سخن نهفته چه گویم درون پرده غیب

هرآن چه بود نهان گشت آشکار امروز

شه سریر ولایت، علی نمود ظهور

اساس ملت حق گشت استوار امروز

درون خانه ی حق در وجود آمد و یافت

زیمن مقدم او خانه، اعتبار امروز

زغیر خانه به پرداخت، صاحب خانه

حریم خلوت او گشت، خاص یار امروز

پی ذخیره ی روز شمار، کرد «محیط»

زمدح بی حد او، شمه ی شمار امروز