یا سکاری علیکم بالراح
ان فی الراح راحة الأرواح
نعم ما قال احمن الحکما
اشربوا الراح و اکلوا التفاح
خود بگو ای فقیه شهر چرا
می حرام است و مال غیر مباح
ما تقل من ذمایم العشاق
لا تلمنی من الهوی یا صاح
اهل خیر و صلاح او را دان
که بداند صلاح غیر صلاح
با بد و نیک من چه کار تو را
کشته خود درو کند فلاح
منم آن کهنه رند عاشق و مست
من کجا و کجا صلاح و فلاح
ای دل از تجت تیرهروز مباش
سوف یرجی الصباح بعد رواح
ساغر باده پرورم ساقی
فاسقنی بالکؤس و الاقداح



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در همه کارها کند انجاح
نبود مثل او به هزل و مزاح
روحها داد روح را زان راح
به صبوحی اربعین صباح
ای مبارک ز تو صبوح و صباح
ای مظفر فر از تو قلب و جناح
ای شراب طهور از کف حور
بر حریفان مجلس تو مباح
ای گشاده هزار در بر ما
[...]
بصر الحس ناظر الاشباح
نظر العقل شاهد الارواح
روح خود را به عالم ارواح
انس ده، تا رسی به روح و به راح
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.