گنجور

 
ساغر کنگاوری

یا سکاری علیکم بالراح

ان فی الراح راحة الأرواح

نعم ما قال احمن الحکما

اشربوا الراح و اکلوا التفاح

خود بگو ای فقیه شهر چرا

می حرام است و مال غیر مباح

ما تقل من ذمایم العشاق

لا تلمنی من الهوی یا صاح

اهل خیر و صلاح او را دان

که بداند صلاح غیر صلاح

با بد و نیک من چه کار تو را

کشته خود درو کند فلاح

منم آن کهنه رند عاشق و مست

من کجا و کجا صلاح و فلاح

ای دل از تجت تیره‌روز مباش

سوف یرجی الصباح بعد رواح

ساغر باده پرورم ساقی

فاسقنی بالکؤس و الاقداح

 
 
گوهر
مسعود سعد سلمان

در همه کارها کند انجاح

نبود مثل او به هزل و مزاح

عراقی

روح‌ها داد روح را زان راح

به صبوحی اربعین صباح

مولانا

ای مبارک ز تو صبوح و صباح

ای مظفر فر از تو قلب و جناح

ای شراب طهور از کف حور

بر حریفان مجلس تو مباح

ای گشاده هزار در بر ما

[...]

سلطان ولد

بصر الحس ناظر الاشباح

نظر العقل شاهد الارواح

مشاهدهٔ ۱۲ مورد هم آهنگ دیگر از سلطان ولد
اوحدی مراغه‌ای

روح خود را به عالم ارواح

انس ده، تا رسی به روح و به راح

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه