گنجور

 
ساغر کنگاوری

فاح ریح الربیع حل الراح

بشروا بشروا علی الارواح

حکم عشق از ازل ز خامه غیب

قد جری فی لوایح الالواح

خلق در عیش سال و مه بودند

من هلال الصیام لاح فلاح

در عشرت ز شش جهت بستند

الفتوح الفتوح یا فتاح

مانده در بحر غم به غرقابم

نیست ممکن از او نجات و نجاح

عشق بوده است و عشق خواهد بود

قفل دل را گشاید از مفتاح

ای سواد و بیاض زلف و رخت

آیة منهما الما و صباح

ماه من برد جلوه خورشید

بدت الشمس اصبح المصباح

انت مولا یجوز منک غرور

نحن عبد یلیقنا الالحاح

صبح سرزد ز چاک پیرهنش

قلت سبحان فالق الاصباح

ساقیا ساغر صبوح بیار

فاح ریح الصباح حل الراح

 
 
 
مسعود سعد سلمان

در همه کارها کند انجاح

نبود مثل او به هزل و مزاح

عراقی

روح‌ها داد روح را زان راح

به صبوحی اربعین صباح

مولانا

ای مبارک ز تو صبوح و صباح

ای مظفر فر از تو قلب و جناح

ای شراب طهور از کف حور

بر حریفان مجلس تو مباح

ای گشاده هزار در بر ما

[...]

سلطان ولد

بصر الحس ناظر الاشباح

نظر العقل شاهد الارواح

مشاهدهٔ ۱۲ مورد هم آهنگ دیگر از سلطان ولد
اوحدی مراغه‌ای

روح خود را به عالم ارواح

انس ده، تا رسی به روح و به راح

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه