صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح
از ساغر صبوح طلب روح را فتوح
ان الرواح راح و ان الصباح لاح
ان النسیم هب و نشر الحمی یفوح
ساقی صبوح کو که نشاند خمار شب
یا صاحب الکرامة اصبحت للصبوح
خواهم به یک پیاله تلافی ز آسمان
اذ نغمة الحیات قصاص من الجروح
توفان سیل دیدهام از خون دل بود
ان المدامع ترکت ابتلا نوح
ناصح حدیث توبه به پرهیزکار گو
ما را ز توبه توبه بود توبة النصوح
ای دل مبر گمان خلاصی ز بند عشق
لابد من حکومته اینما تروح
جان جهانی و ز جهان برگزیدهای
اذ کل ما سواک کجسم و انت روح
یک لحظه نیز مدت هجران به من مگوی
کو با من آن تحمل ایوب و صبر نوح
ساغر به وجه و خنده وصل و سروریش
قلبی بذکر ناعسته الطرف قد ینوح
حب علی سفینه اهل سلامت است
ینجی الغریق من هلکات البلا کنوح



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پیغام دوست راحت جان است و راح روح
هان تا طرب کنیم به شکرانه ی فتوح
بر یاد دوستان حقیقی شراب شوق
بر کف نهیم بر زده بر توبه ی نصوح
رغم مخالفان خفقان فوآد را
[...]
زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست
یک کام از لب تو که صد جام از صبوح
ای پیک نامه ور زمن آن ماه را بگوی
فی جنب شمس غرتک البدر لا یلوح
واین خسته فراق ترا طرفه حالتیست
[...]
سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح
«یا ایها المزمل » قم و اشرب الصبوح
درکش می صبوح که ارباب ذوق را
هم قوت جسم می شود آن هم غذای روح
از هر پیاله می که گشادم به آن دهان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.