گنجور

 
جامی

سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح

«یا ایها المزمل » قم و اشرب الصبوح

درکش می صبوح که ارباب ذوق را

هم قوت جسم می شود آن هم غذای روح

از هر پیاله می که گشادم به آن دهان

مفتوح گشت بر دل من صد در فتوح

روی زمین ز تیرگی منکران عشق

محتاج شست و شوی دگر شد کجاست نوح

رویت که چشم زنده دلان روشن است ازو

بدر علی نواظر حی الوفا یلوح

جعد خوشت که شد نفسم مشکبار ازو

مسک لدی نسائم ریح الصبا یفوح

جامی حدیث توبه رها کن که داده اند

معشوق و می ز توبه مرا توبه نصوح

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

پیغام دوست راحت جان است و راح روح

هان تا طرب کنیم به شکرانه ی فتوح

بر یاد دوستان حقیقی شراب شوق

بر کف نهیم بر زده بر توبه ی نصوح

رغم مخالفان خفقان فوآد را

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
سیف فرغانی

زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست

یک کام از لب تو که صد جام از صبوح

ای پیک نامه ور زمن آن ماه را بگوی

فی جنب شمس غرتک البدر لا یلوح

واین خسته فراق ترا طرفه حالتیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه