بازآمدم که خیمه زنم در پناه دوست
بر جسم و جان جلا دهم از جلوهگاه دوست
خواهی چو آفتاب دمد صبح دولتت
مهری گزین به طلعت روی چو ماه دوست
در کوی عشق زنده جاوید آن کسیست
کز روی صدق جان بسپارد به راه دوست
یابم دوباره ذوق حیات ابد اگر
افتد پس از وفات به خاکم نگاه دوست
دورم من ای صبا تو به صد عجز بوسه زن
چون بگذری به خاک در بارگاه دوست
با خیل غمزه غارت صد ملک دل نمود
یا رب همیشه باد مظفر سپاه دوست
کید سپهر و خصمی دشمن چه میکند
ما را که جستهایم امان در پناه دوست
از گردش زمانه ملولیم ساقیا
دوری به یاد گردش چشم سیاه دوست
روشنتر آفتابی اگر خواهد آسمان
یک ذره خاک بخشمش از جلوهگاه دوست
بزم شراب و جمله حریفان ز باده مست
مست است ساغر از نگه گاه گاه دوست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای جود تو ز لذت بخشش سوال جوی
وی عفو تو ز غایت رحمت پناه دوست
بیم و امید بنده ز رد و قبول تست
یک شهر خواه دشمن من گیر خواه دوست
تا سوی تگنای دلم یافت راه دوست
آن دل که توبه دوست بدی شد گناه دوست
یکشب نرفت بر سر کویم به رسم یاد
روزی نکرد در دل ریشم نگاه دوست
چون در دلم نشست چرا ننگرد در او
[...]
موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
گستاخ گو مرو به سوی جلوهگاه دوست
با خون صد شهید به میزان برابرست
خونی که صرف آبله گردد به راه دوست
ناز سپیدهدم چه کشم، چون برآمدست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.