دی صبحدم به میکده رفتم به چنگ و نی
آمد به گوش هوش سروشم ز جام می
ساز نوا به چنگ و نی آمد سروش غیب
گر نشنوی ز من بشنو از زبان نی
از غم گرت رسد المی چاره می کند
هان ای پسر ز من بشنو هی بنوش هی
دل زندگی ز می طلبد فصل نوبهار
اذ یطلب الحیواة من الما کل شی
می را اگر بها طلبد از تو می فروش
بگذر ز هر چه داری و مگذر ز جام می
آتش نسوزدت به خدا در جهان اگر
سوزد دلت به کش که نسوزد دلی به وی
منزل کسی شتافت که اندر طریق عشق
ره طی چنان که حاتم طی کرد کرد طی
شادم ز هجر چون ز پیش وعده است وصل
قربان آن غمم که بود شادیش ز پی
مستم چنان ز باده که آگاه نیستم
کی نوبهار آمده و کی برفت دی
مجنون اگر به ناله نمیداشتی اثر
لیلی چگونه زار برون آمدی ز حی
ساقی بگو ز باده به ساغر حکایتی
افسانه تا به کی ز جم و کیقباد و کی
پر مندرس شدیم خدا را وسیلهای
تا برکنیم رخت اقامت ز ملک ری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوارزم گرد لشکرش ار بنگری همی
بینی علم علم تو بهر دشت و کردری
نوروز برنگاشت به صحرا به مشک و می
تمثالهای عزه و تصویرهای می
بستان بسان بادیه گشتهست پرنگار
از سنبلش قبیله و از ارغوانش حی
صد کارگاه ششترکردهست باغ لاش
[...]
روز دی است خیز و بیار ای نگار می
ای ترک می بیار که ترکی گرفت دی
می ده به رطل و جام که در بزم خسروی
بنشست شاه شاد ملک ارسلان به می
شاهی که کرد چرخ و فلک را به زیر پای
[...]
فصل بهار آمد و بگذشت عهد دی
پیش آر، ای چراغ ری، اکنون چراغ می
تاریکی است مانده ز دی در نهاد ما
و آن جز چراغ می نبرد، ای چراغ ری
برکش نوا، که خاطب گل بر کشید صورت
[...]
ای پایگاه قدر تو بر خط استوی
از فر تو چو خلد برین گشته استوی
در باغ استوی طرب انگیز بگذران
لحن مغنیان خود از خط استوی
جان راغذا سماع خوش و روی نیکو است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.