گنجور

 
ساغر کنگاوری

دی صبح‌دم به میکده رفتم به چنگ و نی

آمد به گوش هوش سروشم ز جام می

ساز نوا به چنگ و نی آمد سروش غیب

گر نشنوی ز من بشنو از زبان نی

از غم گرت رسد المی چاره می کند

هان ای پسر ز من بشنو هی بنوش هی

دل زندگی ز می طلبد فصل نوبهار

اذ یطلب الحیواة من الما کل شی

می را اگر بها طلبد از تو می فروش

بگذر ز هر چه داری و مگذر ز جام می

آتش نسوزدت به خدا در جهان اگر

سوزد دلت به کش که نسوزد دلی به وی

منزل کسی شتافت که اندر طریق عشق

ره طی چنان که حاتم طی کرد کرد طی

شادم ز هجر چون ز پیش وعده است وصل

قربان آن غمم که بود شادیش ز پی

مستم چنان ز باده که آگاه نیستم

کی نوبهار آمده و کی برفت دی

مجنون اگر به ناله نمی‌داشتی اثر

لیلی چگونه زار برون آمدی ز حی

ساقی بگو ز باده به ساغر حکایتی

افسانه تا به کی ز جم و کی‌قباد و کی

پر مندرس شدیم خدا را وسیله‌ای

تا برکنیم رخت اقامت ز ملک ری

 
 
 
عنصری

خوارزم گرد لشکرش ار بنگری همی

بینی علم علم تو بهر دشت و کردری

منوچهری

نوروز برنگاشت به صحرا به مشک و می

تمثالهای عزه و تصویرهای می

بستان بسان بادیه گشته‌ست پرنگار

از سنبلش قبیله و از ارغوانش حی

صد کارگاه ششترکرده‌ست باغ لاش

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
مسعود سعد سلمان

روز دی است خیز و بیار ای نگار می

ای ترک می بیار که ترکی گرفت دی

می ده به رطل و جام که در بزم خسروی

بنشست شاه شاد ملک ارسلان به می

شاهی که کرد چرخ و فلک را به زیر پای

[...]

وطواط

فصل بهار آمد و بگذشت عهد دی

پیش آر، ای چراغ ری، اکنون چراغ می

تاریکی است مانده ز دی در نهاد ما

و آن جز چراغ می نبرد، ای چراغ ری

برکش نوا، که خاطب گل بر کشید صورت

[...]

سوزنی سمرقندی

ای پایگاه قدر تو بر خط استوی

از فر تو چو خلد برین گشته استوی

در باغ استوی طرب انگیز بگذران

لحن مغنیان خود از خط استوی

جان راغذا سماع خوش و روی نیکو است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه