منم آن عاشق شوریده سر بیدل و دین
رند بیباک و قدحخوار خراباتنشین
منم آن مست که از روز ازل خاک مرا
زآتشین آب خرابات نمودند عجین
منع بیهوده مکن ناصحم از مستی می
لب جام است و لبم تا نفس بازپسین
منم آن عاشق دیوانه که چون مست شوم
خیمه عشق برآن سوزنم از عرش برین
عجب از جود گدایان که در این میکده نیست
گر ببخشند به شاهان کله و تخت و نگین
ساکنان حرم و بتکده را حیرانم
که اگر مرد خدایند چه کفر است و چه دین
روز ایجاد که قسمت به حوالت میرفت
من گزیدم ز جهان عشق تو بار ای زرین
من که از هر دو جهان مهر تو را ورزیدم
خون من بر تو حلال است بریز از ره کین
گر فراغت طلبی از غم بیهوده دهر
ساغر از ملک جهان گوشه میخانه گزین


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.