منم آن عاشق شوریده سر بیدل و دین
رند بیباک و قدحخوار خراباتنشین
منم آن مست که از روز ازل خاک مرا
زآتشین آب خرابات نمودند عجین
منع بیهوده مکن ناصحم از مستی می
لب جام است و لبم تا نفس بازپسین
منم آن عاشق دیوانه که چون مست شوم
خیمه عشق برآن سوزنم از عرش برین
عجب از جود گدایان که در این میکده نیست
گر ببخشند به شاهان کله و تخت و نگین
ساکنان حرم و بتکده را حیرانم
که اگر مرد خدایند چه کفر است و چه دین
روز ایجاد که قسمت به حوالت میرفت
من گزیدم ز جهان عشق تو بار ای زرین
من که از هر دو جهان مهر تو را ورزیدم
خون من بر تو حلال است بریز از ره کین
گر فراغت طلبی از غم بیهوده دهر
ساغر از ملک جهان گوشه میخانه گزین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مکن ای دوست به ما بد نتوان کرد چنین
به حدیثی مرو از پیش و به کنجی منشین
چندازین خشم، جز از خشم رهی دیگر گیر
چند ازین ناز، جز از ناز طریقی بگزین
کودک خرد نیی تو که ندانی بد و نیک
[...]
ملک شیردل پیلتن پیلنشین
بوسعید بن ابوالقاسم بن ناصر دین
نه من و نیمش تیغی که بدو جوید کین
سه رش و نیم، درازی یکی قبضه ازین
ای بت زیبا کافر دلی و کافر دین
کفر و ایمان شده از زلف و رخت هر دو یقین
اگر آن ظلمت کاندر دل پر ظلمت توست
روز را بودی تاریک شدی روی زمین
وگر آن نور که بر دو رخ نورانی توست
[...]
رمضان آمد و آورد ز فردوس برین
صد هزاران مدد خیر بر شاه زمین
رمضان ناظم اسباب صیامست و قیام
ای همه شادی آن ماه که او هست همین !
دیده از هیبت او طایفهٔ شرک فتور
[...]
عید فرخ بسرای ملک مشرق و چین
بار خواه آمد و زانو زد و بوسید زمین
به زمین بوس چو فردوس بیاراست سرای
بست آیین به جمال ملک مشرق و چین
بستن آیین بر روی زمین نادر نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.