نگارینا بیا از پرده بیرون آ ظهوری کن
به خاک کشتگان عشق دیدارت عبوری کن
نمیافتی ز حشمت گر به ما لطفی بفرمایی
سلیمانی تو آخر نه نظر بر خال موری کن
اگر چون روز روشن بایدت اسرار پنهانی
به کوی عشق یک شب را سحر با رند عوری کن
منور تا شود از پرتوت آفاق سرتاسر
برو چون جرم ماه از آفتای کسب نوری کن
خدا را کهنه شد تا چند این رسم مسلمانی
سلامت بایدم ای بت بیا از نو ظهوری کن
مرا مستی بود مقصود از می خواستن ساقی
تو خواهی بر سفالین کاسه یا جام بلوری کن
به کوی میکشان ساغر بگیر از ساقی و آنگه
تماشای بهشت و کوثر و حور و قصوری کن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.