گهی بیمهری از یار و گه از گردون جفا دیدم
در این ده روزه ایام فنا یا رب چهها دیدم
به من شد دشمن جان عاقبت بر هر که دل دادم
کس از بیگانه نشنید آن چه من از آشنا دیدم
نمیدانم چه بخت است این من بیچاره را یا رب
که با هر کس که اظهار وفا کردم جفا دیدم
ندیدم خاطری را شاد از این گردون دون هرگز
بسی درویش و بس منعم بسی شاه و گدا دیدم
نه زاهد ماند و نه سجادهاش نه جام و نه ساقی
تر و خشک جهان در راه سیلاب فنا دیدم
مگو ساغر چرا کردی تو ترک عشقبازی را
که از خوبان عالم هر که دیدم بیوفا دیدم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.