ای عارض تو رشک پری غیرت ملک
نازد ملک به حسن و جمال تو در فلک
ای جا گرفته در دلم از دل عزیزتر
هستی به من چو دیده و در دیده مردمک
زلفت به ماه روی تو چون ابر و مشتری
رویت میان خال و خط آن ماه مشترک
دشنام تلخ از آن لب شیرین مگو به غیر
ای جنگجو مریز به زخم دلم نمک
من در مقام طی طریق وفای دوست
استادهام به پای یقین بیگمان و شک
هر بامداد میگذری از دیار یار
ای پیخجسته به پیک صبا لیتنی معک
آن ابر تیره دود دل عاشقی بود
کز سوز عشق سوی سما گشته از سمک
می خور به دور ساغر و فرخنده دار دل
تا چند خون دل خوری از گردش فلک
نام خودت به دفتر عشاق ثبت کن
زآن پیش کز جریده عالم کنند حک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مفکن به غمزه بر دل مجروح من نمک
وز من به قله سر مکش ای قبلهٔ نمک
دانم کز آب گرم دو چشمم به یک زمان
بگدازی از همه شکری یا همه نمک
ای ترک ماهچهره چه باشد اگر شبی
[...]
والا یمین ملت و اسلام بار یک
آن در صفات آدمی و در صفا ملک
آن حاتم زمانه که دست سخاش کرد
آثار حاتم از ورق روزگار حک
وان چرخ کامکار که خورشید تیغ او
[...]
ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لک
دیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک
خوبان سزد که بر درت آیند سر به سر
وانگاه خاک پای تو بوسند یک به یک
هم ظاهر از دو چشم تو گردیده مردمی
[...]
ای شرمسار روی تو خورشید بر فلک
وای خیره در فروغ جمال تو مردمک
در آسمان حسن برافکن نقاب را
تا در کمال حسن تو حیران شود فلک
ای باد اگر به سوی نگارم گذر کنی
[...]
ای پیکر خجسته چه نامی فدیت لک
دیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک
دیدم کتان کهنه و گفتم فدیت لک
ارزد برم هنوز وصالت هزار لک
زان خار سوزنم عجب آمد که دوختند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.