گنجور

 
سعدی شیرازی
 

دیدم امروز بر زمین قمری

همچو سروی روان به رهگذری

گوییا بر من از بهشت خدای

باز کردند بامداد دری

من ندیدم به راستی همه عمر

گر تو دیدی به سرو بر قمری

یا شنیدی که در وجود آمد

آفتابی ز مادر و پدری

گفتم از وی نظر بپوشانم

تا نیفتم به دیده در خطری

چاره صبر است و احتمال فراق

چون کفایت نمی‌کند نظری

می‌خرامید و زیر لب می‌گفت

عاقل از فتنه می‌کند حذری

سعدیا پیش تیر غمزه ما

به ز تقوا ببایدت سپری

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

لولی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۸ نوشته:

مصرع دوم بیت سوم مشکل داره.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۲ نوشته:

من ندیدم به راستی همه عمر
گر تو دیدی به سرو بر قمری
به عمرم ندیدم که یک ماه روی سرو جای گرفته باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ایامش در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۴ نوشته:

از بیت دوم مصراع دوم مشکلی هست از نظر هجا بندی با بقیه هماهنگ نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.