گنجور

 
سعدی شیرازی
 

مگر نسیم سحر بوی یار من دارد

که راحت دل امیدوار من دارد

به پای سرو درافتاده‌اند لاله و گل

مگر شمایل قد نگار من دارد

نشان راه سلامت ز من مپرس که عشق

زمام خاطر بی‌اختیار من دارد

گلا و تازه بهارا تویی که عارض تو

طراوت گل و بوی بهار من دارد

دگر سر من و بالین عافیت هیهات

بدین هوس که سر خاکسار من دارد

به هرزه در سر او روزگار کردم و او

فراغت از من و از روزگار من دارد

مگر به درد دلی بازمانده‌ام یا رب

کدام دامن همت غبار من دارد

به زیر بار تو سعدی چو خر به گل درماند

دلت نسوخت که بیچاره بار من دارد

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی ه در ‫۹ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۴۰ نوشته:

دلت "نسوخت" که بیچاره...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حامد در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۳ نوشته:

درود به روان پاک سعدی
به زیر بار تو سعدی چو خر به گل در ماند
دلت نسوزد که بیچاره بار من دارد
وزن شعر:مفاعلن ،فعلاتن ،مفاعلن،،فع لن با این حساب محرز هستش که مصرع اخر بر روی کلمه "نسوزد"از وزن خارج شده ،لدا مصرع آخر ایراد تایپی داره.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.