پیش رویت قمر نمیتابد
خور ز حکم تو سر نمیتابد
نیکویی خوی کن که نرگس مست
بر تو با کین و شر نمی تابد
دم غنیمت بدان، زمان بشناس
زهره وقت سحر نمیتابد
آتش اندر درون شب بنشست
که تنورم مگر نمیتابد
بار عشقت کجا کشد دل من
که قضا و قدر نمیتابد
ناوک غمزه بر دل سعدی
مزن ای جان چو بر نمیتابد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به این موضوع اشاره میکند که زیبایی و نور خورشید وقتی تحت تاثیر وجود محبوب و یا لحظات خاص قرار میگیرد، به چشم نمیآید. او از شنیدنیهای طبیعت و زمان شناختن فرصتها به عنوان لحظات مهم یاد میکند. همچنین، شاعر ابراز میدارد که عشق و غم میتواند فشار زیادی به دل انسان وارد کند و از محبوبش میخواهد که با نگاهش به دل او آسیبی نرساند. به طور کلی، شعر به احساسات عاشقانه، تأثیر زیبایی و ضرورت شناخت زمانهای خاص در زندگی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در برابر تو، ماه نور نمیافکند و خورشید هم بر اساس فرمان تو، سر نمیکشد.
هوش مصنوعی: هنگامی که رفتار خوب و نیکویی داشته باشی، دیگران به تو با بدی و کینه نگاه نخواهند کرد.
هوش مصنوعی: زمان را غنیمت بشمار و از فرصت استفاده کن، زیرا زیبایی و روشنایی در هنگام سحر آشکار نمیشود.
هوش مصنوعی: آتش در دل شب خاموش شده است، آیا تنور من نمیتواند گرم شود؟
هوش مصنوعی: عشق تو چقدر سنگین است که دل من نمیتواند آن را تحمل کند و تقدیر نیز ظرفیت آن را ندارد.
هوش مصنوعی: ای جان، تیر ناز و غمزت را بر دل سعدی نزن، زیرا دل او تاب تحمل این درد را ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.