گنجور

غزل ۱۱۱

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس

که به هر حلقه موییت گرفتاری هست

گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست

در و دیوار گواهی بدهد کاری هست

هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید

تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست

صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم

همه دانند که در صحبت گل خاری هست

نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس

که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست

باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد

آب هر طیب که در کلبه عطاری هست

من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود

جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست

من از این دلق مرقع به درآیم روزی

تا همه خلق بدانند که زناری هست

همه را هست همین داغ محبت که مراست

که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست

عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند

داستانیست که بر هر سر بازاری هست

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » قصه باران » فکر تو

یک شاخه گل » شمارهٔ ۴۲۵ » (اصفهان) (۱۲:۳۱ - ۱۳:۰۴) نوازندگان: پرویز یاحقی (‎ویولن) خواننده آواز: شجریان، محمدرضا سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

یک شاخه گل » شمارهٔ ۳۸۶ » (شور) (۱۱:۱۲ - ۱۱:۵۹) نوازندگان: مجد، لطف‌ الله (‎تار) خواننده آواز: جمال وفایی سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

صدیق تعریف » گلگشت » تصنیف قدیمی مشنو ای دوست

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 485 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده در ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 540 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 671

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دکتر آرش زاهد در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۵۶ نوشته:

1- در بیت دوم مصراع دوم در بعضی نسخ منجمله در گنجور ، آثار ملک الشعرای بهار ، مسمطها آنجا که این بیت را از شیخ اجل تضمین کرده به این صورت آمده است: (که به هر حلقه زلف تو گرفتاری هست)
2- در بیت هفتم مصراع دوم در غالب نسخ منجمله مرجع فوق الذکر (طبله عطار) آمده که در افواه عوام هم قول متواتر است و بجای (کلبه عطار) مناسبتر به نظر می رسد.
3- در بیت دهم مصراع دوم کلمه (من) اضافی است و باید حذف گردد.
---
پاسخ: با تشکر، متن مطابق تصحیح فروغی است و موارد 1 و 2 در حاشیهٔ همین تصحیح به صورت بدل ذکر شده است. در مورد شمارهٔ 3 حذف «من» در مصرع یاد شده مشکل وزنی ایجاد می‌کند و مستند هم نیست.

 

عباس مشرف رضوی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۴۲ نوشته:

چند تفاوت جزئی در ضبط
به کمند سر زلفت (مویت؟) نه من افتادم و بس
که به هر حلقه زلف تو گرفتاری هست
عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند
به
عشق سعدی نه دردیست که پنهان ماند
(هرچند صورت حاضر، صحیحتر می نماید)
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست
به
که نه من مستم و در دور تو هشیاری هست

 

م‍‍ژده غلامعلی نژاد در ‫۱۰ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۲۳ نوشته:

با سلام
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیثوار گواهی بدهد کاری هست
نکته بسیار ظریفی که در این بیت مشهود است این است که حتا اشیاء که به ظاهر بی شعور بنظر میرسند از تمامی افکار و احساسات و اعمال انسان باخبرند و بنابر این حتی آنان نیز میدانند که در دل انسان چه می گذرد و نکته مهم تر این است که عشق آنقدر قدرتمند است که حتی موجودات ساکن و جامد نیز آن را درک می کنند.

 

بابک در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۱، ساعت ۰۴:۱۶ نوشته:

خانم مژده٫
شاعران بزرگ از جمله سعدی در اکثر موارد باب را باز گذاشته اند که خواننده بر مبنای ذوق شخصی و درونی تعبیرات مختلفی از گفتار آنان بکند وقانون و قاعدهٔ مشخّص، منظّم، و یکپارچه برای آن وضع نکرده اند که محدودیت به آن تعابیر بدهد. بنابراین وسعت فضای گفتار آنان این را برای خواننده مقدور میسازد که آنچه را که برایش مفهوم نزدیکتر و بهتری دارد انتخاب کند.
در بیت مورد نظر شما برداشت من اینست که: اگرچه من بگویم که مرا با تو سروکاری نیست٫ «ولی آن قدر که سرم را به در و دیوار زدم» آنان گواهی دهند که......
شاد باشید

 

بهزاد در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۲ نوشته:

من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
با سلام، به نظر می رسد در بیت فوق مصرع دوم سر و جان مناسبتر باشد و از نظر وزنی درست تر است.
یعنی مصراع دوم بشود :
سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست
متشکرم

 

در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۴ نوشته:

با سلام،این بیت آدمو{حداقل منو}!یاد اشعار حافظ میندازه.فوق العادست
من از این دلق مرقع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زناری هست

 

محمد در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۸ نوشته:

من از این دلق مرقع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زناری هست
این بیت آدمو{حداقل منو}! یاد اشعار حافظ میندازه.البته نباید فراموش کرد که اساس کر شعر حافظ در واقع اشعار شیخ اجل و خواجو هست و البته حافظ رو نباید یک مقلد صرف دونست!

 

سعید در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۸ نوشته:

این شعر سعدی براستی روان و اثرگذار است و به گمانم از کارهای درخشان حضرت استاد است تا آنجا که ملک الشعرای بهار را هم به وجد آورده تا مسمط معروفش را بسراید.

 

در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۷ نوشته:

با صدای شجریان و سه تار مرحوم لطفی گوش کنین ، لذتش دو چندانه : https://soundcloud.com/amir-nojan/m13qt6u7dekv

 

احمدرضازاهدی طبرستانی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۰ نوشته:

این شعر به معنای واقعی ترجمان ضمیر پاک وخداجوی شاعر آن است که بی شک او را از شاعران دیگر در این خصوص متمایز می سازد .این شعر هم ساختار ادبی زیبایی داشته وهم معنای عمیق عرفانی دارد بایستی برای این شعر به روح حضرت اجل سعدی شیرازی درود فرستاد

 

حسین در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۲ نوشته:

آقای بابک ! :
باید گفت که تلاش شما برای غیر روحانی و معنوی جلوه دادن این شعر باطل است و معنی آن بیت آن نیست که شما فرمودید . البته « هر کسی از ظن خود شد یار من ... » شما می توانید احوالات خودتان را بر روی شعر سعدی سوار کنید .
تفسیر خانم مژده کاملا صحیح است .
در پناه حق .

 

شیلان شبلی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۰ نوشته:

با سلام
در بیت هفتم به جای کلبه٬ کلمه ی طبله به نظر درست تر می آید.

 

آریا در ‫۶ سال قبل، دو شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۲۸ نوشته:

یک شاخه گل 425 هم استاد شجریان این غزل رو خونده...
بهترین عاشقانه سعدی(نظرشخصی) با صدای استاد خاطره انگیزتره

 

بابک در ‫۶ سال قبل، دو شنبه ۱ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۳۶ نوشته:

آقاحسین گرامی،
"تلاش برای غیر روحانی و معنوی جلوه دادن این شعر"؟؟؟
عزیز نه تنها نقد شما بر گفتار بنده دقیق نیست بلکه به کلّی از مرحله پرته،
به دلایل ذیل:
1- کی و کجا "تمامی شعر" را معنی و یا تفسیر کردم که بخواهم انرا غیرروحانی و غیرمعنوی توصیف کرده باشم؟( هیچ کجا)
2-فکر کنم اینرا مشخصاً گفتم که شاعران بزرگ این باب را باز گذارده اند که تعبیرات مختلفی را از گفته آنان بشود برداشت کرد.
3- هیچ جا برداشت خانم مژده را نفی کردم؟(که نکردم)
4- مشخصاً گفتم " برداشت من" از این بیت بخصوص چنین است (ودر مورد تمامی غزل هیچ ابراز عقیده ای نکردم ) ، انهم به خاطر رابطه " سر و کار" در مصراع نخست با "در و دیوار" در مصراع پسین که اینرا تداعی میکند که "کار سر" با "در و دیوار" چنان است که آثار سر بر روی در و دیوار مانده یعنی "از فراق و دوری سرم را آنقدر به در و دیوار زده ام...."

در عوض گویش جنابعالی اینرا بیان میکند که نظر خود را "حجّت" میدانید و نظر دیگران را باطل... که صدالبته که "تو فلک خواهی هفت شمار خواهی هشت....."
ضمناً آیا از گفتار شما این برداشت رامیتوان کرد که هنگامی که حضرتعالی در خیابان راه میروید با آسفالت و تیر چراغ برق و بطری پلاستیکی و غیره رابطه معنوی و روحانی دارید؟
مثلاً میتوانید از این اجسام پرسش کنید که بطری مواد اولیش از کجا آمده، سیم برق در کدام کارخانه تولید شده و مس درونش از کدام معدن خارج شده، آن آسفالت شنهایش از کدام بیابان جدا شده؟
اگر چنین است که برادر شما یک موجود خارق العاده ای هستید که بنده در حّد و اندازه ای نیستم که حتّی بدانم شما را چه باید خطاب کنم.
و یا آیا فقط آن اجسام هستند که راز دل و افکار و اعمال شما را میدانند؟ پس اگر چنین است نباید گفت که آنها،یعنی شن و سیم و بطری پلاستیک و امثالهم، موجودات برتر و ارجح بر شما میباشند؟
دوست گرامی اگرچه عرفا از زبونی عقل برابر عشق سخن گفته اند، ولی برای موجوداتی درحد این حقیر خِرَد گوهر گرانبها و نایابی است که نمیباید آنرا بی مورد دور انداخت.

در آخر، به جای پیش داوری در رابطه با دیدگاه بنده در مورد اشعار شیخ اجل و یا احیاناً بسنده کردن به تعبیرفقط یک بیت توصیه میکنم بیانی را که در حاشیه غزل به مطلع " تن آدمی شریف است به جان آدمیت" را که مرقوم خواهم کرد ( برنامه آینده) مطالعه بفرمایید آنوقت نظر فرمایی کنید.
جهانت به کام و فلک یار باد جهان آفرینت نگهدار باد

 

کسرا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۴ نوشته:

بنظر من.. که هیچ علمی از ادبیات ندارم و فقط عاشقم و عشق شعرهای سعدی... بیت های اول و دوم.. .سوم و هشتم این شعر بسیار زیباست... البته که بیت های دیگر این شعر هم زیباست اما از درک من خارجه... ولی 1 مصرع سعدی توو این شعر هست که ازتون میخوام اینو همیشه توو زندگیتون به یاد داشته باشین ... گرچه کوتاهه ولی میشه از همین 1 مصرع داستانها نوشت... ( همه دانند که در صحبت گل خاری هست ) فوق العاده پر معنیه... هر که گلی رو میخواد هر کی اون عطر و رنگ و جاذبه ی زیباش رو میخواد... باید خار گل رو هم به ناچار بپذیره...

 

روفیا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۶ نوشته:

کسرای گرامی
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
no pain no gain .

 

بابک در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۳۳ نوشته:

کسرای عزیز،
انشاءالله زمانی که به دلدارت رسیدی شیخ و خواجه را از یاد نبری و با یار این اشعار را بخوانی.

 

کسرا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۲ نوشته:

با تشکر از روفیای عزیز و آقا بابک گل... چشم حتما

 

یک نفر در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۵۳ نوشته:

سلام
با اجازه این شعر را برای داشتن و خواندن بیشتر کپی کردیم

 

در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۱۸ نوشته:

عشق داغیست که تا مرگ نیاید نرود
هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد
سعدیا کشتی از این موج به در نتوان برد
که نه بحریست محبت که کرانی دارد
همه را هست همین داغ محبت که مراست
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست
عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند
داستانیست که بر هر سر بازاری هست

 

نجمه برناس در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۲۰ نوشته:

در بیت سوم : گر بگویمکه مرا با تو سر و کاری نیست / در دیوار گواهی بدهد کاری هست

 

نجمه برناس در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۳ نوشته:

در بیت سوم بین کاری در مصرع اول و کاری در مصرع دوم آرایه جناس است . در مصرع دوم تلفظ آن « که آری هست » مفهوم بیت ؛ اگر بگویم که من به تو دلبستگی ندارم در و دیوار گواهی می دهند که عاشق تو هستم .
در تأیید صحبت دوست عزیزمان خانم مژده غلامعلی نژاد باید بگویم مولوی نیز درباره شعور داشتن جمادات در مثنوی اژدهای نفس آورده است :
چون عصای موسی اینجا مار شد / عقل را از ساکنان اخبار شد
سنگ بر احمد سلامی می کند / کوه ، یحیی را پیامی می کند
و از زبان جمادات می گوید :
ما سمیعیم و بصیریم و هشیم / با شما نامحرمان ما خامشیم
که منظور از نامحرمان ما انسانها هستیم ( نامحرمان عالم معنا )

 

نجمه برناس در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۹ نوشته:

درباره واژه رقیب که امروزه تعبیر آن کسی که معشوقه آن عاشق دیگری داشته باشد . یعنی دو نفر عاشق یک نفر باشند که هریک نسبت به دیگری رقیب حساب می شود
در گذشته مفهوم رقیب شاید متفاوت بوده است . رقیب در اصل به معنی نگهبان است که زیبارویان نگهبانی همیشه همراه آنها بوده است که مانع از مزاحمت افراد و نزدیک شدن آنها به زیبارو می شد و از طرفی چون خود او همیشه همراه زیبارو بود خواهان و عاشق او می شودو مانع از رسیدن عاشق به معشوق می شود که در واقع همین موضوع باعث می شود کم کم تعبیر رقیب عوض شود .

 

علی عباسی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۵۰ نوشته:

از سه نسخه ی معروف تنها تصحیح فروغی کلبه اورده؛یغمایی و یوسفی طبله ضبط کرده اند،دلیلی که از طرف اساتید مطرح شده اینست که طیب که مجازا عطرهاییست که عطار در صندوقچه مخصوص خودش که طبله نام دارد میگذارد ومناسبتراز ضبط فروغیست چراکه تناسب و ارتباط طیب و عطار و طبله خود حرف دیگریست....
ایهام تناسب زیبای اب با خاک و باد هم زیباست..
مقام درینجا محل اقامت و کوی یارهست...
دربیت بعد مضمونی تکرارشده از سعدی رامیبینیم چنانک گفت:من چه درپای توریزم که خورای تو بود...الخ
در سه بیت اخر از پربسامدترین مضامین شعر فارسی را میبینیم که مثلا حافظ بترتیب از هرسه ابیاتی سروده:
من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی/که پیر میفروشانش به جامی نمیگیرند
ویا:اتش زهدوریا خرمن دین خواهد سوخت/حافظ این خرقه پشمینه بیندازوبرو
_دورداراز خاک و خون دامن چوبرما بگذری کندرین ره کشته بسیارند درراه شما
_...وین رازسربه مهر بعالم سمرشود...
ایهام "کاری هست" و "دور" هم درین غزل بسیارزیباست

 

لیلا اسدی در ‫۴ سال قبل، یک شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۱ نوشته:

تضمین این شعر توسط ملک الشعرای بهار هم خواندنی است..

 

ایرانی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۳ نوشته:

نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست

 

بلبل عاشق در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ نوشته:

این غزل را استاد شجریان در کنسرت چشمه نوش به همراه سه تار نوازی استاد لطفی در سه گاه خوانده اند. البته در آلبوم منتشر شده جای نشده است.

 

علیرضا در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۷ نوشته:

پیشنهاد میکنم تضمین این شعر رو که به صورت مسدس توسط ملک الشعرای بهار به زیبایی نوشته شده است مطالعه بفرمایید
https://ganjoor.net/bahar/divanb/mosammatha/sh1/

 

سیدمسعود در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۲ نوشته:

باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه عطاری هست
شیخ اجل در این بیت با ظرافت نام سه عنصر از چهار عنصر را آورده
باد و آب و خاک و آتش چهار عنصری است که حکما معتقد بودند جهان از این چهار عنصر تشکیل شده
هر چند در این بیت آب به معنی آبرو می باشد

 

علیرضا در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۷ نوشته:

این غزل در آلبوم دل شیدا استاد ناظری هم به زیبایی در بیات اصفهان خوانده شده اما در مجموعه‌هایی که در سایت قرار داره برای انتخاب موجود نیست. دوستان علاقه‌مند میتونن تهیه و گوش کنن.

 

مجید در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۳ نوشته:

خیلی لذت بردم بیتها پشت سر هم آدم رو به دنبال خودش میکشونه و مجبور میکنه چند بار غزل رو دوباره بخونی و تحسینش کنی.چه نوابغی داشتیم،روحت شاد

 

سید حسین مجرد از رشت در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۲ نوشته:

این غزل آنقدر زیبا و پرمعنی است که ملک الشعرای بهار نیز از این غزل کمک گرفته و در مراسمی که به مناسبت بزرگداست سعدی برپا شده بود، برای شیخ اجل شعر زیبایبی سرود.
من همه ابیات این غزل بسیار زیبا را دوست دارم اما بیت هشتم ( من چه در پای تو ریزم) را بیشتر دوست دارم.

 

کیومرث در ‫۸ ماه قبل، دو شنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۹ نوشته:

این شعرزیبا را را استاد شجریان در اجرای خصوصی "آب حیات " با سه تار زنده یاد مشکاتیان و ضرب آقای "محبی" به زیبایی هرچه تمامتر اجرا کرده اند

 

ساسانی در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۴ نوشته:

بله اجرای زنده یاد آقای استادشجریان با سه تار مرحوم استاد مشکاتیان در مایه دستگاه نوا از روی این غزل استاد سخن بوده که دلنشین و ماندگار است. روح این عزیزان شاد باد

 

مصیب در ‫۵ ماه قبل، دو شنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۳ نوشته:

در مورد سعدی چی بگم باید بگم سعدی زیباترین والا ترین بهترین برترین عاشقانه ترین آسان ترین سخت ترین پر معنی ترین پند آموز ترین شعر جهان را دارد سعدی با روح انسان بازی می کند

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.