گنجور

 
رهی معیری
 

هرکه را بر سر ز سودای وطن افسر بود

هر کجا باشد تنی اهل وطن را سر بود

هرکه از میهن سخن گوید کلامش دلرباست

نغمه های بلبل این باغ رنگین تر بود

هرکه از نام وطن دارد کلام او نشان

نامش آخر زینت اوراق هر دفتر بود

هرکه بهر زیب و زیور رو نتابد از وطن

چهره مام وطن را زینت و زیور بود

آنکه از راه خیانت سرور جمعی شده است

زان بود ارباب، کان ارباب را نو بود

آنکه در هر کار می رقصد به ساز اجنبی

تازه گر شیرین برقصد لنگه عنتر بود

مهر میهن، پرتو مردانگی، عزمی قوی

این سه تا تنها دوای درد این کشور بود

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شیوا در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۴ نوشته:

زان بود ارباب، کان ارباب را «نوبر» بود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محسن در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۷ نوشته:

زان بود ارباب ،کان ارباب را نوکر بود
درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.