گنجور

شور وطن

 
رهی معیری
رهی معیری » چند قطعه
 

هرکه را بر سر ز سودای وطن افسر بود

هر کجا باشد تنی اهل وطن را سر بود

هرکه از میهن سخن گوید کلامش دلرباست

نغمه های بلبل این باغ رنگین تر بود

هرکه از نام وطن دارد کلام او نشان

نامش آخر زینت اوراق هر دفتر بود

هرکه بهر زیب و زیور رو نتابد از وطن

چهره مام وطن را زینت و زیور بود

آنکه از راه خیانت سرور جمعی شده است

زان بود ارباب، کان ارباب را نو بود

آنکه در هر کار می رقصد به ساز اجنبی

تازه گر شیرین برقصد لنگه عنتر بود

مهر میهن، پرتو مردانگی، عزمی قوی

این سه تا تنها دوای درد این کشور بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام