نه تنها خال هندویش رباید کفر و دین ما را
بکف زنار گیسویش بود حبل المتین ما را
بکین از جیب فرعونی برآرند ار جهانی سر
کلیم آسا ید بیضا بود در آستین ما را
مهی کز تابش مهرش دهد هر ذره را تابی
چرا بر صدر بینائی نماید مستکین ما را
نگین واری نداریم ار چه بر روی زمین جائی
بسی ملک سلیمانی بود زیر نگین ما را
مخوان از کنج میخانه بسوی خلدمان زاهد
که خاک درگهش باشد به از خلد برین ما را
تو میسوزی دل ما را از آن ترسم که ناگاهی
جهد برق جهانسوزی ز آه آتشین ما را
اگر نور علی در دل نمیکرد این چنین منزل
که کردی نقش شک زایل به تائید یقین ما را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد، که قدرتی فوقالعاده دارد و میتواند ایمان و عقاید را تحت تأثیر قرار دهد. شاعر بیان میکند که چهره معشوق و زیبایی او فراتر از هر چیزی است و حتی اگر دنیا به پا خیزد، او همچنان در دل آنها جای دارد. عشق به معشوق مانند نوری در دل بیقراریهاست و زهد و دنیاپرستی در برابر احساسات شدید عاشقانه بیمعنا میشود. در نهایت، شاعر از وجود نور و یقین در دل خود صحبت میکند که به او قوت و آرامش میدهد.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت خاصی که یک دختر با خال هندیاش دارد، اشاره میکند. شاعر میگوید که زیبایی او نه تنها ایمان و اعتقادات ما را تحت تاثیر قرار میدهد، بلکه موهای بلند و زیبا و گیسوانش نیز به نوعی برای ما به عنوان یک حلقهی محکم و استوار عمل میکند که ما را به هم متصل میسازد. در واقع، این زیبایی و جذابیت او به ما احساس وابستگی و پیوستگی عمیق میدهد.
هوش مصنوعی: اگر چه دنیا از عظمت فرعون میفروشد، ما هم در دل خود معجزهای داریم همچون عصای موسی که میتواند جادوها را محو کند.
هوش مصنوعی: ماه که به خاطر تابش خورشیدش به هر ذرهای زیبایی و جذابیت میبخشد، چرا تصویر ما را بر تخت بینایی نمایان میسازد؟
هوش مصنوعی: ما هرچند که در دنیا جایی نداریم، اما چه بسیار مکانهای پادشاهی سلیمان در زیر نگین ما وجود دارد.
هوش مصنوعی: از زاهد تعریف نکن که زمان خود را در میخانه صرف میکند و به جای بهشت، علاقهاش به خاک درگاه میباشد، زیرا ما بهشت را از آن بهتر میدانیم.
هوش مصنوعی: تو در آتش عشق میسوزی و دل ما را میسوزانی از ترس اینکه ناگهانی، مانند یک برق، آتش بزرگ و ویرانگری برپا شود که ناشی از نالههای سوزان ماست.
هوش مصنوعی: اگر علی (ع) در دل ما نور و روشنایی ایجاد نمیکرد، ما هرگز نمیتوانستیم این چنین شک و تردید را به یقین تبدیل کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
گدای کوی توام همچنین مبین ما را
هنوز سجدهٔ آدم نکرده بود ملک
که بود گرد سجود تو بر جبین ما را
گذر به تربت ما یار کمتر از همه کرد
[...]
خوش آن ساعت که یار از لطف گردد همنشین ما را
برآید جان و دل ز امید و بیم مهر و کین ما را
خوشی و ناخوشی وصل و هجر اوست ما را خوش
که گاهی دوست میخواهد چنان گاهی چنین ما را
به شکر این که داری جمع ساز و برگ نیکویی
[...]
برد آن نامسلمان گر دل و جان اینچنین ما را
نه دل خواهد به جا ماندن مسلمانان به دین ما را
کند آنکس که منع از دیدنت ای نازنین ما را
ببیند گر تو را معذور دارد بعد ازین ما را
به جرم عشقبازی منع ما تا کی کنی زاهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.