کنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد
چگونه عقل رمیده عنان نگه دارد
گشاد روی تو درهای رحمت است و خطت
به نام طالع من نامهٔ سیه دارد
چه طرفه هندوی شوخی ست چشم او یا رب
که مست و گوشهٔ محراب خوابگه دارد
به زیر زلفِ سیه آفتاب روی تو را
همان صفاست که در شب چراغ مه دارد
بهانهٔ کرمت طاعتی ست هر کس را
ولیک بنده خیالی همین گنه دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و از احساسات عمیق خود در جستجوی او سخن میگوید. او به طور خاص به شوق و شیدایی اشاره میکند و میگوید که چگونه عقلش به خاطر عشق معشوق از راه رفته و ناتوان شده است. همچنین به رحمت و زیبایی معشوق با توصیفهایی ماندگار اشاره میکند و از جذابیت چشمان او سخن میگوید. در نهایت، او اعتراف میکند که حتی اگر گناهانش و بیعملیهایش زیاد باشند، بهانهای برای محبت معشوق وجود دارد.
هوش مصنوعی: اکنون که در جستجوی او اشکهایم به سوی راه میریزند، چگونه میتواند عقل سرگردان خود را کنترل کند؟
هوش مصنوعی: چهرهٔ تو دروازههای رحمت را به روی من باز کرده و نوشتهٔ خط تو نشاندهندهٔ سرنوشت نامناسب من است.
هوش مصنوعی: چشمان او همچون یک هندوی شوخ و شیطون هستند، ای خدا، که در حالی که مست است، در گوشهٔ محراب خوابیده است.
هوش مصنوعی: در زیر زلفهای سیاه تو، زیبایی چهرهات به اندازهای است که در شب، مانند نوری که ماه منتشر میکند، دلربا و جالب توجه است.
هوش مصنوعی: بخشش و کرم تو برای هر کسی سبب اطاعت و بندگی است، اما من بنده خیال خودم هستم و همین خیال، مقصری برای من به حساب میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خدایگان جهان شهریار روی زمین
تویی که قدر تو بر چرخ پایگه دارد
شده ست چشم ممالک به طلعتت روشن
از آنک طلعت تو نور مهر و مه دارد
تو بر سرآمده ای از همه ملوک جهان
[...]
رخی چنین که تو داری کدام مو دارد
خدا همیشه ز چشم بدت نگه دارد
بکش نخست مرا گر گه محبت تست
که بنده از همه بسیار تر گنه دارد
غلام آن سگ کویم که چون شناخت مرا
[...]
چنان ز بیم رقیبان نظر به ره دارد
که یک زمان نتواند مرا نگهدارد
حذر کنید ازان چشم، کاین همان چشم است
که روزگار مرا این چنین سیه دارد
به صد گنه کنم اقرار، تا نداند غیر
[...]
درین محیط چو غواص هرکه ته دارد
چو موج به که سر رشته را نگه دارد
شراب روز دل لاله را سیه دارد
چه حاجت است به شاهد سخن چو ته دارد؟
عنان سیل سبکرو به دست خودرایی است
[...]
نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
خدا ز چشم بدت ای پسر نگه دارد
ترا ز ده نگذشته است سال و مهر رخت
هزار طعنه به ماه چهارده دارد
کجا روم چکنم حال دل کرا گویم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.