اگر عکسی فتد از لعل ساقی در ایاغ من
به ساقی عرش ساید پایه ی تخت دماغ من
کدامین شاخ گل امشب چراغ مخلصم گردد
که از خورشید شبنم می زند گلهای باغ من
گر از سرو قبا پوش تو افتد سایه ام بر سر
شود از خرمی گل پیرهن چون لاله داغ من
چمن را شاخ گل بی جلوه ات چون نخل ماتم شد
کجا رفتی چرا سر وازدی ای سرو باغ من
به خواب بختم آید گر فروغ شمع رخسارت
مهیا می کند گردون مه مهد فراغ من
شرار شعله اش از رشحه ی کوثر زند ساغر
اگر زان شمع قد روشن شود چشم چراغ من
چو جوهر کرده ام جا در دل پیکان بیدارت
چرا از ناوک نازت نمی گیری سراغ من
مهم از مهر اگر یک صبحدم با من کشد ساغر
صفای نشئه صورت بندد از درد ایاغ من
جواب آن غزل نورس که نادر بی محل گوید
کجا بودی چرا دیر آمدی چشم و چراغ من