گنجور

 
ناصر بخارایی

من آن رندم که کفر و دین به جام باده بفروشم

به یاد یار بی درد، سرِ اغیار می نوشم

بر آرم دوزخ از سینه، که در جنت زنم آتش

اگر از شوق دیدارت به روز حشر بخروشم

چنانت دوست می‌دارم که با خود گشته‌ام دشمن

چنانت یاد می‌آرم که من از خود فراموشم

به دین می‌پرستان دلق ازرق عار می‌باشد

بگفتم آشکارا این عیب را دیگر نمی‌پوشم

من از افسردگی مُردم، از آن چون شمع می‌سوزم

من از خامی گریزانم، از آن چون باده می‌جوشم

برو ای محتسب، مگذار حد خود،‌ زمن بگذر

که مستیِ من از می نیست، ساقی کرد بی‌هوشم

اگر برداری ای مطرب دهان را از لب چون نی

چو بربط گوشمالم ده که چون دف حلقه در گوشم

ز چنگ من تو را دیگر مخالف کی برون آرد

اگر ای خوش نوا چون چنگ می‌آری در آغوشم

چنین کامروز لایعقل شد از جام ازل ناصر

مگر آرند فردای قیامت مست بر دوشم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اسیری لاهیجی

من آن رند خراباتم که هشیارانه می نوشم

من آن قلاش رسوایم که دایم مست و بیهوشم

من آن دردی کشم که نام و ناموس دو عالم را

ز بیباکی و استغنا بجام باده بفروشم

منم آن بحر بی پایان که صد دریا و صحرا را

[...]

فصیحی هروی

گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم

اگر بخشد ثوابش را به دوزخ دیده و گوشم

همه دردم همه داغم همه آهم افغان

محبت کاش سازد در دل یاران فراموشم

مهیا می‌کنم از بهر خویش اسباب ناکامی

[...]

صائب تبریزی

چنان برد اختیار از دست آن سرو قباپوشم

که آید در نظرها خشک چون محراب آغوشم

ز بوی خون دل نظارگی را آب می‌سازم

به ظاهر چون لب تیغ از شکایت گرچه خاموشم

جنون من شد از زخم زبان ناصحان افزون

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
فیاض لاهیجی

بغل بر هم نمی‌آید ز ذوق آن برو دوشم

چه حسرت‌‌ها به بر دارد خوشا اقبال آغوشم

من از یاد تو نادانسته هم بیرون نیارم رفت

که می‌ ترسم کنی دانسته از خاطر فراموشم

به راه بیخودی‌ها آمد و رفت خوشی دارم

[...]

سیدای نسفی

به گلزاری که در وی سرو قدی نیست خاموشم

ز طوق قمریان انداختند این حلقه در گوشم

مرید غنچه ام از جا گریبان چاک می خیزم

گرانی می کند چون گل قبای تازه بر دوشم

کنار من ندیده روی مطلب از تهیدستی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از سیدای نسفی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه