ای که پرچین جبههات، از حرف مردن میشود
خانه از مرگ تو فردا، پر ز شیون میشود
ای که با نام کفن، خود را نسازی آشنا
این قبا آخر تو را پیراهن تن میشود
طالع فیروز خواهی، مهربانی کن بخلق
چرب نرمی بر چراغ بخت، روغن میشود
میکنی تا ساز برگ عیش، وقت رفتن است
میرود تا واشود گل، وقت چیدن میشود
تیرهروزان، کار خود سازند، در شبهای تار؛
در دل شبها، چراغ شمع روشن میشود
در جوانیها به هوش آور، نه ده روز دگر
تا تو میآیی به خود، هنگام رفتن میشود
تیرهروزی، اهل بینش را بود عین صفا
خانه چشم از چراغ سرمه روشن میشود
مانع آفات واعظ، احتیاط است احتیاط
پای تا سر چشم بودن، بر تو جوشن میشود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مسائلی از قبیل مرگ، زندگی، و تأثیر آنها بر انسانها میپردازد. شاعر به مرگ و دلتنگی ناشی از آن اشاره کرده و از درد و غم ناشی از دوری مینویسد. او همچنین به زندگی و لحظات زیبای آن توجه میکند و بر اهمیت هوشیاری در جوانی و استفاده از زمان تأکید دارد. در نهایت، شاعر به احتیاط در مواجهه با مشکلات زندگی و آمادگی برای مقابله با چالشها اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای کسی که در صورتی که با حرف مرگ مواجه شوی، به مانند دیواری میشوید که خانه را از مرگ تو پر از فریاد و زاری میکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که با یاد مرگ، در پی آشنایی با حقیقت نیستی، بدان که این پوشش دنیوی در نهایت لباس مرگ بر تن تو خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که سرنوشت خوبی داشته باشی، باید با مردم با مهربانی رفتار کنی. مهربانی و نرمی تو مانند روغن بر روی چراغ بختت خواهد بود و باعث روشنتر شدن آن میشود.
هوش مصنوعی: تو در زمان شادی و لذت، تمام تلاش خود را میکنی، اما وقتی زمان جدایی فرا میرسد، همه چیز به آرامی و به تدریج به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: افراد بدچهره و بدبخت، در تاریکی شبهای طولانی به کار خود میپردازند، اما در دل این شبهای تاریک هم نوری چون شمع روشن میشود.
هوش مصنوعی: در جوانی باید هوشیار و فعال باشی، نه اینکه فقط منتظر بمانی تا زمان بگذرد، زیرا زمانی که به خود بیایی و بخواهی اقدام کنی، ممکن است وقتی برای رفتن و تغییر وجود نداشته باشد.
هوش مصنوعی: آشفتگی و ناامیدی برای کسانی که بینش و دانش دارند، مانند روشنایی درخشان است؛ زیرا چشمان آنها با روشنایی سرمه، روشنتر میشود.
هوش مصنوعی: برای جلوگیری از خطرات و آسیبها، باید احتیاط کرد. وقتی که کاملاً هوشیار و مراقب هستی، میتوانی مانند زرهی از خودت حفاظت کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روح چون تنپرور افتد عاقبت تن میشود
آب در آهن چو لنگر کرد آهن میشود
عشق چون خورشید بر ذرات باشد مهربان
عید پروانه است هر شمعی که روشن میشود
میوهٔ شیرین اگر پیدا شود در سرو و بید
[...]
هرکه دلتنگ است کی در عشق چون من میشود
کز دلم تا بگذرد پیکان چو سوزن میشود
بسته راه روشنی بر کلبهٔ تاریک ما
گر سراسر چون کبوترخانه، روزن میشود
در شکستم مصلحتها هست، ورنه در جهان
[...]
سینه ام چون لاله داغ از سیر گلشن می شود
گل اگر بر سر زنم گلمیخ آهن می شود
سنبل از نظاره من دود گلخن می شود
تیره بختم کانچنان از طالع من می شود
حسن صوتی آتش افروز دل من می شود
این چراغ از شعلهٔ آواز روشن می شود
می توان در رفتن از خود بیشتر برداشت فیض
مرغ را زان دست در پرواز دامن می شود
با حریف تندخو دایم خموشی پیشه ام
[...]
آتش شوق طلب آنجا که روشن میشود
گر همه مژگان به هم آریم دامن میشود
داغ را آیینهٔ تسلیم باید ساختن
ورنه ما را ناله هم رگهای گردن می شود
مدت موهوم عمرآخرنفس طی میکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.