گنجور

 
مجذوب تبریزی

عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد

عشق گل یعنی ببین ما را چه خوش دیوانه کرد

در جوابش ناله قمری ز شاخ سرو گفت

طرفه سروی هم مرا در عاشقی افسانه کرد

خود به خود پروانه‌ای هم در جواب هر دو گفت

شب شود گویم کدامین آتشم پروانه کرد

شمع گل‌رخسار من هم گر اجازت می‌نمود

فاش می‌گفتم کدامین مه‌وشم دیوانه کرد

عارض شمع و جمال گل مرا شیدا نساخت

واله و شوریده‌ام ساقی به یک پیمانه کرد

در دلم ننشست تا دل از سر جان برنخاست

آشنا چندان نشد تا از خودم بیگانه کرد

نرگس رعنا غزالی دل ز دستم برد و رفت

با دل من هر چه کرد آن نرگس مستانه کرد

موبد آتش‌پرستان‌ را ز ما عشقی بگو

شعله شوقی دلم را باز آتش‌خانه کرد

دین و دل رفت از کفم زاهد بگوید راز چیست

عشق زور آورد باز این کعبه را بت‌خانه کرد

نسبت شعر من و حافظ بگویم با تو چیست

من ز خاک و او ز مرجان سبحه صد‌دانه کرد

بی‌ستون هم سنگ راه همت فرهاد نیست

عشق هر کاری که او را گفت کن مردانه کرد

در سراغ جام جم آخر به جایی می‌رسد

هر که چون مجذوب از جان خدمت می‌خانه کرد

 
 
گوهر
جامی

وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کرد

آشنا ناگشته از عقل و خرد بیگانه کرد

هر مسلمانی که شکل آن بت بدکیش دید

پشت بر محراب و مسجد روی بر بتخانه کرد

آن که هر جا قصه لیلی و مجنون خواندی

[...]

اهلی شیرازی

پیش اغیار آن پریرخ تا دو سنبل شانه کرد

هردو عالم را پریشان بر دل دیوانه کرد

روی و مویش فتنه اما چشم او مردم کش است

با شهیدان هرچه کرد آن نرگس مستانه کرد

نام من از گوشه گیری گم چو مجنون گشته بود

[...]

صائب

ناله نی بند بندم را زهم بیگانه کرد

این صفیر آتشین جان مرا پروانه کرد

تا قیامت جوهر تیغ زبانها می شود

عشق چون فرهاد و مجنون هر که را افسانه کرد

پیش آن لبها که نی در ناخن شکر شکست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
سیدای نسفی

جامه باف امرد خط رخسار خود را شانه کرد

عشقبازان را اصول شانه اش دیوانه کرد

بیدل دهلوی

حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه کرد

قلقل این شیشه رفتار مرا مستانه کرد

با رطوبتهای پیری برنیامد پیکرم

از نم این برشکال آخر کمانم خانه کرد

دل شکستی دارد اما قابل اظهار نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه