چو بسمل کردی و بردی دل من
بیا باری بگو کو بسمل من
رود جان از بدن بیرون ز مهرت
نخواهد رفت بیرون از دل من
چو پروانه همه بال و پرم سوخت
رخت کان نیست شمع محفل من
شود تا قابل افتادت مقابل
چه آئینه دل ناقابل من
محبت دادم و محنت گرفتم
وفا کشتم جفا شد حاصل من
ندانی قاتل و مقتول اگر کیست
منم مقتول و عشقت قاتل من
مپرس از منزلم اکنون که چون نور
برونست از دو عالم منزل من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از داغ جدایی و عشق میگوید. او با زبانی پر از حسرت، از حالتی صحبت میکند که دلش به عشق معشوق آتش زده شده و همچون پروانهای در آتش میسوزد. او از احساسات دردناک و ناکامیهایی که از محبت به دست آورده شکایت میکند و خود را همچون مقتولی میبیند که عشقش قاتل اوست. شاعر به معشوق اشاره میکند و خواستهاش این است که هیچکس به حال او نپرسد، زیرا او از زندگی و عشق به روحی آزاد دست یافته که دیگر در این دنیا نمیتواند آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی که قلب مرا با عشق خود مجروح کردی، حالا خواهش میکنم بگو کجاست آن کسی که دل من را در دستش گرفته است.
هوش مصنوعی: جانی که از عشق تو در دل دارم هرگز از بدنم جدا نخواهد شد.
هوش مصنوعی: مانند پروانه، تمامی وجودم را در عشق تو از دست دادم، زیرا تو در جمع من شعلهای نیستی که در انتظارش هستم.
هوش مصنوعی: تا چه حد میتوانم خود را در برابر آینه دل ناچیزم نشان بدهم.
هوش مصنوعی: من عشق و محبت را به دیگران بخشیدم، اما در عوض سختی و رنج دریافت کردم. در زمانی که به وفاداری پرداختم، با بیوفایی مواجه شدم و این نتیجهای است که به دست آوردم.
هوش مصنوعی: نمیدانی که کیست قاتل و کیست مقتول. من آن کسی هستم که کشته شدهام و عشق تو عامل این کشته شدن است.
هوش مصنوعی: از من نپرس که اکنون در کجا هستم، چرا که حالا مانند نور از هر دو عالم خارج شدهام و دیگر در منزل خود نیستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرچه هست این رباط منزل من
هست مایل به شهر تو دل من
بازدار ای دوا کن دل من
از زمین بوس هر کسی گل من
بجز از غصّه های مشکل من
چیست از روزگار حاصل من؟
نیک سرگشته ام نمی دانم
که جهان ناخوشست یا دل من
خالی از خون دل نیم گویی
[...]
ای غم تو مجاور دل من
وز زمانه غم تو حاصل من
وه که هر گه که سبزه در بستان
بدمیدی چه خوش شدی دل من
بگذر ای دوست تا به وقت بهار
سبزه بینی دمیده بر گل من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.