ندانم آخر از داغ دل من
چه گلها سربرآرد از گل من
زهی شست و زهی بازو و زهی تیر
که زد او زخم کاری بر دل من
دلم آن مرغ بسمل گشته تست
بپرس آخر که چون شد بسمل من
کنم در دیده دل منزل تو
اگر آئی شبی در منزل من
بسی تخم محبت کاشتم لیک
نشد جز بار محنت حاصل من
چه کم گردد ز دریای وصالت
اگر موجی فتد بر ساحل من
کمالی غیر عشقت بر دل ریش
نکرد ارشاد شیخ کامل من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از داغ دل و درد عاشقانه خود سخن میگوید و به نوعی ابراز میکند که از عشق و محبتش چه گلهای زیبایی میتواند جوانه بزند. او به زخم عمیق و تاثیرگذار عشق در دلش اشاره میکند و دلش را به مرغی مجروح تشبیه میکند. شاعر با ابراز امیدواری برای دیدار معشوق، از محنتها و ناکامیهای خود در عشق سخن میگوید و معتقد است که عشقش هیچ چیز جز درد و رنج برایش به ارمغان نیاورده است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که هیچ کمالی جز عشق معشوق در دل رنجور او وجود ندارد و ارشاد دیگران برایش بیفایده است.
هوش مصنوعی: نمیدانم در نهایت از درد و رنجی که در دل دارم، چه شکوفههایی از وجودم رشد خواهند کرد.
هوش مصنوعی: بسیار خوب است که آن شخص با شست و بازو و تیرش زخم عمیقی بر دل من زده است.
هوش مصنوعی: دل من مانند پرندهای زخمی و بیگناه شده که برای تو به تنگ آمده است. از تو میخواهم بپرسی چرا و چگونه اینگونه زخمی و بیسرپرست شدم.
هوش مصنوعی: اگر شبی به خانهام بیایی، در دیده و دل من برای تو جا و منزلی خواهم ساخت.
هوش مصنوعی: من محبتهای زیادی را کاشتم، اما فقط درد و رنج نصیبم شد.
هوش مصنوعی: اگر یک موج از دریای عشق تو به ساحل من برسد، چه ایرادی دارد؟ این نمیتواند چیزی از عظمت و وسعت آن دریای عشق کم کند.
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری برایم بزرگ و تاثیرگذار است که هیچ کمال دیگری نمیتواند جایگزین آن شود، حتی نصیحت و هدایت استاد کامل من هم نتوانسته است دل شکستهام را آرام کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.