یکی روز رفتم بگلگشت باغ
که از بلبل و گل بگیرم سراغ
بدیدم گرفته نهال گلی
بدستی صراحی بدستی ایاغ
صراحی ز غنچه ایاغش ز گل
وز ایندو هزاران شده تر دماغ
بخود گفتم این شاهدی بوده است
که دلها بسی کرد، چون لاله داغ
کنون شاخ و برگی دگربیش نیست
که گه بلبلش بشکند گاه زاغ
بهاران گلست و به دی خاربن
سحر هیزم مطبه و شب چراغ
چو حال همه عاقبت این بود
چه نور از همه به که گیرم فراغ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در یک روز به باغی میرود تا از بلبل و گل احوالی بگیرد. او در باغ نهال گلی را میبیند که در دستانش صراحی و ایاغ دارد. صراحی از غنچهاش زیباست و بویا. شاعر به خود میگوید که این شاهد هم دلی را شگفتانگیز کرده است. اما حالا دیگر شاخ و برگی از او نمانده و بلبل و زاغ هم هر کدام در پی طعمه خود هستند. بهار گلهاست و تابستان خاربن. با تأمل در حال، شاعر به این نتیجه میرسد که در این وضعیت، بهتر است از همه چیز فراغت حاصل کند.
هوش مصنوعی: یک روز به باغی رفتم و میخواستم از بلبل و گل خبری بگیرم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر تصویری زیبا از دختری را ارائه میدهد که در دستش یک گلدان گل دارد و در دست دیگرش یک پارچ نوشیدنی را نگه داشته است. این تصویر نمایانگر زیبایی و لطافت است، و به نوعی نماد زندگی و نشاط به شمار میآید.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف جذابیت و زیباییهای طبیعی میپردازد. واژه "صراحی" به ظرفی زیبا اشاره دارد که حاوی نوشیدنی است. "غنچه" و "گل" نمادهایی از جوانی و زیبایی هستند که با هم ترکیب شدهاند. این تصویر نشاندهندهی لطافت و زندگی در حال شکوفایی است که دل را شاداب و زنده نگه میدارد. به طور کلی، این تصویر بیانگر لذت و سرزندگی ناشی از جوانی و زیباییهای طبیعی است.
هوش مصنوعی: به خودم گفتم که این معشوقه، مانند لالهای که داغی عمیق بر قلبها گذاشته، تأثیر زیادی بر دلها داشته است.
هوش مصنوعی: امروزه دیگر شاخ و برگی وجود ندارد که در زمانهایی، بلبل آن را بشکند و زاغ به آن حمله کند.
هوش مصنوعی: بهار زمان گلها و زیباییهاست، و در زمستان آتش و گرما از هیزمها به وجود میآید، در شب هم چراغ روشنی دارد.
هوش مصنوعی: اگر وضعیت همه به این شکل باشد، بهتر است از همه نورها چشمپوشی کنم و به آرامش برسم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به چندین فروغ و به چندین چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
یکی از بر خنگ زرین جناغ
یکی بر نوندی سیه تر ز زاغ
به چندان فروغ و به چندان چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
سپاهان هندی همچون کلاغ
به خون غرقه گشتند چون چشم زاغ
بر آن بادپایان چو پرّنده زاغ
دمان و دنان پیش دریا و راغ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.