ای صبح وصال ما ز رویت
وی شام فراق ما ز مویت
خورشید چه غم اگر نشیند
چون نقش قدم بخاک کویت
کو طره پر خم چو چوگان
تا سربسپارمش چه گویت
شبها همه هست دود آهم
تا صبح شرر فشان ز خویت
صد دل بیکی خرام بر بود
چون سرو سهی قد نکویت
شهریست پرانقلاب و آشوب
از نرگس شوخ فتنه جویت
دیگر بخود آنقدر نبالد
گل گر نگرد برنگ و بویت
ای روی بسوی کس نکرده
روی همه کس مدام سویت
تو از همه فارغی و باشند
خلق دو جهان بجستجویت
نشنیده کلامی از دهانت
از هر دهنیست گفتگویت
ساقی قدحی بده که بادا
از باده مدام پر سبویت
نبود عجبی چو نور جانا
گرجان بدهد درآرزویت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به احساس عشق و فراق میپردازد. او صبح وصال را به خاطر روی محبوبش و شب فراق را به خاطر موی او احساس میکند. شاعر به غمی که درباره تابش خورشید دارد، اشاره میکند و با توصیف زیبای محبوبش، ابراز دلتنگی میکند. او میگوید که شبها به خاطر آه و نالههایش دودی در فضا پراکنده میشود و در نهایت به این نتیجه میرسد که محبوبش فارغ از همهی چیزها است و هیچ کس جز او برایش اهمیت ندارد. شاعر از ساقی درخواست میکند تا جامی بفرستد و امیدوار است که این باده او را به آرزوهایش نزدیک کند.
هوش مصنوعی: ای صبح وصال تو به خاطر دیدنت، و ای شام فراق ما به خاطر موی تو.
هوش مصنوعی: خواص نور همیشه درخشان خورشید، اگر چه بر روی زمین قرار گیرد، نمیتواند از زیبایی و ارزش کوی تو بکاهد.
هوش مصنوعی: کجاست آن موى مجعد و زیبا که مانند چوب چوگان است تا سرم را به آن بسپارم، چه میگویی؟
هوش مصنوعی: در شبها همه جا پر است از دود و آه من، تا صبح شعلهور هستم از یاد تو.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و وقار تو، صد دل هم لبخند نمیزنند و فقط تو را مینگرند، مانند سرو سهی که قد بلندی دارد و همیشه در نظرها جلب توجه میکند.
هوش مصنوعی: شهری پر از انقلاب و آشوب است، به خاطر چشمهای فریبا و بازیگوش تو که مایهی فتنه و بلوا شدهاند.
هوش مصنوعی: دیگر گل نباید به خود ببالد و فخر کند، اگر رنگ و بویش تغییر نکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که به دیگران نگاه نمیکنی و همیشه به سمت تو مینگرند.
هوش مصنوعی: تو از همه چیز بینیازی و تمام مخلوقات جهان در جستجوی تو هستند.
هوش مصنوعی: از هر زبانی، گفتگویی شیرینتر از کلام تو وجود ندارد و هیچ صدایی به پای صدای تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، جامی به من بده تا همیشه از شراب پر رنگ تو سیراب شوم.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر نور یاری از دور برای تحقق آرزوهایت درخشش دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
احرام گرفتهام به کویت
لبیک زنان به جستجویت
ساقی بنما رخ نکویت
تا جامِ طرب کشم به بویت
ناخورده شراب مست گردد
نَظّارگی از رخ نکویت
گر صاف نمیدهی، که خاکم
[...]
دیوانه شدم در آرزویت
ای چشم جهانیان به رویت
جان تو که بد شده ست حالم
وان بد همه از رخ نکویت
دی روی تو دیدم و نمردم
[...]
گفتم صنما در آرزویت
آشفته و تیره دل چو مویت
هر چند نمیرسد بکویت
شب نیست که در فراق رویت
والشمس حکایتی ز رویت
واللیل کتابتی زمویت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.