گنجور

 
نورعلیشاه

دوش از غمکده هجر نجاتم دادند

مرده بودم بوصال تو حیاتم دادند

از خطت بر ورق او رقم حسن زدند

بر در میکده عشق براتم دادند

می توحید بجام از خم عدلم کردند

نشأه ذات ز صهبای صفاتم دادند

حاجت خویش بر برهمنان کرم عرض

منصب سلطنت لات و مناتم دادند

رفتم از نشأه زهاد بخوردم قدحی

شربت مرگ ز جام سکراتم دادند

خانه نیستی آباد که از دولت آن

نقد گنجینه هستی بزکواتم دادند

شکر لله که چون نور علی در ره عشق

ببلایا و محن صبر و ثباتم دادند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حافظ

دوش وقتِ سَحَر از غُصه نجاتم دادند

واندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند

بیخود از شَعْشَعِهٔ پرتوِ ذاتم کردند

باده از جامِ تَجَلّیِ صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

[...]

نظیری نیشابوری

دوش بر سوز دل و سینه براتم دادند

سر چو شمعم ببریدند و حیاتم دادند

ناله کردم به نهان عشوه خموشم کردند

گریه کردم ز شکرخند نباتم دادند

درد و صاف غم و شادی به من ارزانی شد

[...]

صائب تبریزی

داروی بیهشی از جام صفاتم دادند

سرمه خامشی از نقطه ذاتم دادند

گرد راه عدم از خویش نیفشانده هنوز

تنگ چشمان حوادث به براتم دادند

منم آن رهرو لب تشنه که از صدق طلب

[...]

فیض کاشانی

بهر مهر تو به فردوس براتم دادند

وز جهنم به ولای تو نجاتم دادند

در شب هجر تو بودم چو خضر در ظلمات

تا که از چشمه شوق آب حیاتم دادند

سرخوش از دوستی آل پیمبر گشتم

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
قصاب کاشانی

از ازل در رحم آنگه که حیاتم دادند

یک‌نفس چاشنی عمر ثباتم دادند

بزم آفاق نمودند به من چون شطرنج

آن زمان جای در این عرصه ماتم دادند

صبر و آرام و دل و هوش ز من بگرفتند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه