خوش نور خدائیست عیان در نظر ما
از روی تو ای روی تو نور بصر ما
سازد بهوس خشک لب چشمه خورشید
هر چشمه که جاری شود از چشم تر ما
بی روی تو ای شمع دلفروز جهان چند
پروانه صفت سوزد و آه سحر ما
عالم همه گر غرق گناهند چه تشویش
پرورده شده دریم عصمت گهر ما
ای بی هنر از عیب خود آگاه نگشتی
هر دم چه زنی طعنه بعیب و هنر ما
گفتم که همان بود ز اول قدم عشق
کاخر شدنی نیست دراین ره سفر ما
جز نور علی کیست در این دور که باشد
معصوم صفت آمده نور بصر ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی نور خداوند و عشق به معشوق اشاره دارد. شاعر از نور چهره معشوق به عنوان منبع روشنایی و بصیرت خود نام میبرد و بیان میکند که هر چیزی که در عالم وجود دارد، تحت تأثیر این نور است. همچنین به دشواریهای زندگی و گناهان اشاره میکند، اما بر محافظت از عصمت و پاکی خود تأکید دارد. شاعر به کسانی که به عیب دیگران اشاره میکنند، انتقاد میکند و بر این نکته تأکید میکند که عشق حقیقی و نورانی بودن از ابتدا در وجود انسانها وجود دارد و هیچ چیز نمیتواند آن را محو کند. در نهایت، اشاره به نور علی و معصومیت او نیز در متن وجود دارد.
هوش مصنوعی: نور خدایی که در مقابل ما تجلی کرده، به وضوح از چهره تو نمایان است. ای چهره تو، روشنیبخش و بینایی ما هستی.
هوش مصنوعی: وقتی چشمهای از چشمانم جاری شود، باعث میشود که لب چشمه خورشید، که خشک و بیروح است، زنده و شاداب شود.
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، ای شمعی که دلها را روشن میکنی، جهان چقدر پروانهها را میسوزاند و درد دل ما در سحرگاه چقدر عمیق است.
هوش مصنوعی: اگر همه مردم در گناه غرق شوند، باید سخت به خود بیاییم و مراقب باشیم که ما از گناه دور بمانیم و پاکی و معصومیت خود را حفظ کنیم.
هوش مصنوعی: ای بیهنر، تو از نقصها و کمبودهای خود خبر نداری؛ پس چرا هر بار ما را به عیبهایمان طعنه میزنی؟
هوش مصنوعی: گفتم که عشق از همان ابتدا همینطور بود و در این مسیر، هیچچیز به پایان نمیرسد.
هوش مصنوعی: در این دوران جز نور علی (علی علیهالسلام) کسی نیست که با خصوصیات معصومانه و پاکی بینظیرش موجود باشد و او روشنایی چشمهای ماست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آب حیاتی است روان در نظر ما
عالم همه سیراب شد از رهگذر ما
از دیدهٔ ما آب روانست به هر سو
امید که جاوید بماند اثر ما
عمریست که در گوشهٔ میخانه مقیمیم
[...]
ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
سودای تو زد آتش غم در جگر ما
بودیم هوادار تو پیوسته و باشیم
تا هست نشان تو و باشد اثر ما
بشنو که چه فریاد و فغان در ملکوت است
[...]
ای خاک ته کفش تو کحل بصر ما
کفشی که زنی بر سر ما تاج سرما
می کن به خبر پرسی ما رنجه لب خویش
زان پیش که پرسی و نیابی خبر ما
پیش از حرم کعبه به کوی تو رسیدیم
[...]
عشق کرم آموز درآمد ز در ما
صد قافله غم ریخت ز دل بر جگر ما
کاهل نظری بین که به صد جذب تجلی
هرگز نرسد تا سر مژگان نظر ما
ما ناله فروشان جرس محمل دردیم
[...]
بر چرخ محیط است فروغ نظر ما
ساحل دل دریاست ز آب گهر ما
در نامه ما حرف نسنجیده نباشد
از جیب صدف سفته برآید گهر ما
چون دیده ماهی که نماید ز ته آب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.