ای زاب و رنگ عارضت شادابی گلزارها
هر خار گلزاری شود گر بگذری بر خارها
از کفر زلفت ای صنم ذکری برآید از حرم
بر گردن هر ذاکری شد سبحه چون زنارها
میخواست مانی تا کشد نقشی چو خطت دایما
با گردش دوران او بر گرد شد پرگارها
نگشایدم گر باغبان بر رخ دری ز آن گلستان
گیرم چو مرغی آشیان در رخنه دیوارها
رازی که در دل سالها از خلق پنهان داشتم
اشک روانم فاش کرد آخر سر بازارها
دوشم بصدر مصطبه خوش گفت ترسا زاده
کاهنگ چنگ و جام می آسان کند اسرارها
تابید تا نور علی از مشرق جان و دلم
تابان شده ز آب گلم خورشید وش انوارها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و شادابی چهره محبوبش اشاره میکند. او بیان میکند که حتی خارهای گلزارها نیز از زیبایی او متاثر میشوند و یادآوری میکند که ذکر او بر گردن هر ذاکری میافتد. شاعر به هنرمندی میپردازد که میخواهد زیبایی محبوبش را به تصویر بکشد و به اشکهایش که رازهای درونش را فاش میکنند، اشاره دارد. همچنین، او از گفتوگوی شیرین با یک شخص (ترسا زاده) و تأثیر نور علی بر روح و جانش سخن میگوید. در نهایت، شاعر با استفاده از تصویرهای زیبا، عشق و راز درونی خود را به تصویر کشیده و تأثیر نور و زیبایی را بر زندگیاش بیان میکند.
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و جذابیت خود، همانند گلزارها شادابی خاصی به اطراف خود میبخشی. حتی خارهای گلزار هم در حضور تو زیباییشان را از دست میدهند و اگر از کنارشان بگذری، به شکل خاصی تغییر میکنند.
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت زلفهای تو، نام تو در دل هر ذاکری جاری میشود و یاد تو همچون ریسمانهای زینتی بر گردن دعاگران آویخته میشود.
هوش مصنوعی: مانی میخواست که تصویری بیافریند که همچون خط تو همیشه با چرخش زمان تغییر کند و همچنان در حال دور شدن باشد، مانند دورانی که پرگارها به دور میچرخند.
هوش مصنوعی: من اگر باغبان بر در باغ بنگرد و من را نبیند، همچون پرندهای در سوراخ دیوارها پناه میگیرم.
هوش مصنوعی: راز عمیقی که سالها در دل داشتم و از دیگران پنهان نگه داشته بودم، حالا با اشکی که از چشمانم ریخت، ناگهان برملا شد و همه جا خبرش پیچید.
هوش مصنوعی: دیشب در صدر مصطبه، ترسایی از کاهنگ با نغمهی چنگ و جرعهای می، صحبت دلنشینی کرد که به راحتی رازها را فاش میکند.
هوش مصنوعی: نور علی مانند خورشید از جانب مشرق جان و دل من تابیده و در دل من درخشندگی و زیبایی ایجاد کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها
خار است بی رخسار تو در دیده گلزارها
شد پوستم بر استخوان چون چنگ خشک و از فغان
رگها نگر اینک بر آن افتاده همچون تارها
تا آفتاب و روی مه دیدند آن زلف سیه
[...]
ای آنکه جانم سوختی با داغ محنت بارها
دارم من آشفته دل با سوز عشقت کارها
گرچه میان آتشم با داغ درد تو خوشم
عاقل اگرچه میکند بر حال من انکارها
با یادت ای پیمان گسل خالی شد از اغیار دل
[...]
از خارخار عشق تو در سینه دارم خارها
هر دم شکفته بر رخم زان خارها گلزارها
از بس فغان و شیونم چنگی ست خم گشته تنم
اشک آمده تا دامنم از هر مژه چون تارها
ره جانب بستان فکن کز شوق تو گل در چمن
[...]
ای از بهار حسن تو بر چهرهام گلزارها
در سینه زان گلزارها دارم خلیده خارها
از نیش هجرش متصل کو رشته جانم گسل
چون دوخت نتوان چاک دل زان سوزن و زین تارها
در کلبه غم گر برم آیی نیابی پیکرم
[...]
ای بیتو از خون بسته گل مژگان من بر خارها
خار است دور از روی تو در چشم من گلزارها
هرچند کز آب بقا باشد خضر دور از فنا
بیند شهیدان تو را میرد ز حسرت بارها
خوش پای داری آنچنان کز دیدن آن ناتوان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.