گنجور

 
نورعلیشاه

ای زاب و رنگ عارضت شادابی گلزارها

هر خار گلزاری شود گر بگذری بر خارها

از کفر زلفت ای صنم ذکری برآید از حرم

بر گردن هر ذاکری شد سبحه چون زنارها

میخواست مانی تا کشد نقشی چو خطت دایما

با گردش دوران او بر گرد شد پرگارها

نگشایدم گر باغبان بر رخ دری ز آن گلستان

گیرم چو مرغی آشیان در رخنه دیوارها

رازی که در دل سالها از خلق پنهان داشتم

اشک روانم فاش کرد آخر سر بازارها

دوشم بصدر مصطبه خوش گفت ترسا زاده

کاهنگ چنگ و جام می آسان کند اسرارها

تابید تا نور علی از مشرق جان و دلم

تابان شده ز آب گلم خورشید وش انوارها

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیرخسرو دهلوی

ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها

خار است بی رخسار تو در دیده گلزارها

شد پوستم بر استخوان چون چنگ خشک و از فغان

رگها نگر اینک بر آن افتاده همچون تارها

تا آفتاب و روی مه دیدند آن زلف سیه

[...]

حسین خوارزمی

ای آنکه جانم سوختی با داغ محنت بارها

دارم من آشفته دل با سوز عشقت کارها

گرچه میان آتشم با داغ درد تو خوشم

عاقل اگرچه میکند بر حال من انکارها

با یادت ای پیمان گسل خالی شد از اغیار دل

[...]

جامی

از خارخار عشق تو در سینه دارم خارها

هر دم شکفته بر رخم زان خارها گلزارها

از بس فغان و شیونم چنگی ست خم گشته تنم

اشک آمده تا دامنم از هر مژه چون تارها

ره جانب بستان فکن کز شوق تو گل در چمن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
امیرعلیشیر نوایی

ای از بهار حسن تو بر چهره‌ام گلزارها

در سینه زان گلزارها دارم خلیده خارها

از نیش هجرش متصل کو رشته جانم گسل

چون دوخت نتوان چاک دل زان سوزن و زین تارها

در کلبه غم گر برم آیی نیابی پیکرم

[...]

اهلی شیرازی

ای بی‌تو از خون بسته گل مژگان من بر خارها

خار است دور از روی تو در چشم من گلزارها

هرچند کز آب بقا باشد خضر دور از فنا

بیند شهیدان تو را میرد ز حسرت بارها

خوش پای داری آنچنان کز دیدن آن ناتوان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه