گنجور

 
نورعلیشاه

ساقیم باز مجلس آرا شد

در لب لعل باده پیما شد

از رخش تافت در دلم عکسی

دل ز عکس رخش مصفا شد

عشقش آمد در خزانه گشود

نقد گنج خفا هویدا شد

جام گیتی نما بدستم داد

هرچه بود و نبود پیدا شد

گاه خالد شد و گهی سلمی

گاه مجنون شد گاه لیلی شد

حسن خود را ز دیده وامق

ناظر اندر عذار عذرا شد

تافت نور علی ز رخسارش

روشنی بخش چشم بینا شد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مسعود سعد سلمان

بوستان با سپهر همتا شد

که پر ز شعری و ثریا شد

کوه چون تکیه گاه خسرو گشت

دشت چون بزمگاه دارا شد

باد رنگ ابر نقشبندی کرد

[...]

وطواط

چمن باغ پر ثریا شد

خار و خارا عقیق و مینا شد

پیر گشته شد جهان ، ز سعی بهار

بنگر از سر چگونه برنا شد ؟

باغ خرم نبود ، خرم گشت

[...]

حمیدالدین بلخی

شب من زین حدیث یلدا شد

رشته صبرِ بنده یکتا شد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه