گنجور

شمارهٔ ۸۷۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

شبی بود به مهی خلوتی که ساز کنم

خروس بانگ کند تا نگاه باز کنم

رقیب دشمن و قصه دراز و شب کوتاه

مجال نیست که با دوست شرح راز کنم

به روز محتسبان دافع و به شب عسسان

ز هیچ سو نهلندم که سرفراز کنم

به توبه باز مخوانیدم ای مسلمانان

که مرد زهد نیم توبه بر مجاز کنم

اثر کند نفس عاشقان بپرهیزید

ز ناله ی سحری کز سر نیاز کنم

چو باد می گذرد عمر خاک بر سر من

که من گر آتشم از دوست احتراز کنم

به اعتقاد نزاری چو دوست خشنودست

گنه نباشد اگر پیش بت نماز کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام