گنجور

شمارهٔ ۷۸۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

دستِ من و دامنِ آلِ رسول

هر چه جزین است نیرزد به پول

باطلِ مطلق چو ندارد وجود

هر چه جز از حق نکنم من قبول

من نکنم شکر خداوند را

پس رویِ پیش روانِ جهول

واقفِ سّرِ دل وجانِ من است

آن که برون است ز کنهِ عقول

چون بود از تو به اعادت به می

راست چنان کز پیِ هجران وصول

هر که کند از خودیِ خود خروج

کرده بود باز به جنَّت دخول

عشق بود خانه براندازِ عقل

رخت برون بر ز میان تو فضول

عقل به نادان نکند اقتدا

مردِ خدا را نزند راه غول

این چه محال است کجا کی رسد

درحرمِ شاه گدا را نزول

بیش نزاری سخنِ حق مگوی

تا نشنود از تو نفور و ملول

طاقتِ این بار نمی آورند

الّا ثابت قدمانِ حَمول



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ر غلامی نوشته:

با سلام. لطفا نشنود به نشوند تبدیل شود در این مصزاع: تا نشنود از تو نفور و ملول

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.