مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
در روش غاشیه بردوش نهم مجنون را
گر نه آیینهٔ روی تو برابر باشد
آه من تیره کند آینهٔ گردون را
گر تصرف نکند عشوهٔ خوبان در دل
چه اثر عارض گلگون و قد موزون را
محمل لیلی از آن واسطه بستند بلند
که به آن دست تصرف نرسد مجنون را
نیست چون حسن تو بر تختهٔ هستی رقمی
این چه حسن است بنازم قلم بیچون را
آن چنان تشنهٔ وصلم که کسی باشد اگر
تشنهٔ آب به یکدم بکشد جیحون را
محتشم پای به سختی مکش از وادی عشق
گل این مرحله گیر آبلهٔ پر خون را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و جنون اشاره دارد. شاعر از شدت عشق و اشتیاق به معشوق صحبت میکند و به تمثیلهایی مانند "آینه" و "محمل لیلی" اشاره میکند تا عشق خود را توصیف کند. او میگوید که اگر زیبایی معشوق در مقابلش باشد، دلتنگیاش دوچندان میشود و از عوارض عشق مینالد. شاعر همچنین به خوشیها و رنجهای عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که هیچ چیزی مانند حسن او در عالم وجود ندارد. در نهایت، شاعر به سختیهای عشق و دردهایی که در این مسیر تحمل میکند، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من همچون صاحب سلطنت میشوم، چون از شدت عشق، دیوانه را با تمامی جنونش بر دوش میزنم.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو در آینه نمایان نباشد، غم من آسمان را هم تاریک میکند.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و شخصیت دلربا و فریبندهٔ خوبان در قلب کسی تأثیری نگذارد، چه تأثیری میتواند رنگ دلنشین گل یا قامت موزون داشته باشد؟
هوش مصنوعی: شتر لیلی را به خاطر اینکه مجنون نتواند به آن دسترسی پیدا کند، در مکانی بلند بستند.
هوش مصنوعی: هیچ زیبایی مانند زیبایی تو در جهان وجود ندارد. این چه زیبایی است! من به قلم بینقصی که تو را مینویسد، افتخار میکنم.
هوش مصنوعی: من آنقدر به دیدار و وصال خود علاقهمند و تشنهام که اگر کسی به اندازهٔ یک لحظه به آب جیحون نیاز داشته باشد، میتواند آن را در یک نفس بنوشد.
هوش مصنوعی: در عشق، سختیها و مشکلات زیادی وجود دارد. بنابراین، نباید در این مسیر سخت قدم برداری و از جلوههای زیبا و دلنشین آن غافل شوی. بهتر است با دقت و حوصله، مراحل را پشت سر بگذاری و از درد و رنجی که ممکن است در این راه به وجود بیاید، نترسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
طاقت بار ملامت نبود گردون را
وین شرف شیفتگان راست نه هر مادون را
من دل سوخته با این همه خامان چه کنم
نافه را بوی بود نی جگر پر خون را
ماه تا روی مبارک به کسی بنماید
[...]
شد ز زنجیر فزون شور جنون مجنون را
موج بال و پر رفتار شود جیحون را
گل ابری چه قدر آب ز دریا گیرد؟
نکند دیده سبکبار دل پر خون را
گوشه عافیتی صافدلان را کافی است
[...]
گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را
غوطهها در عرق شرم دهم جیحون را
عجب از جاذبة عشق که از یکرنگی
طوق لیلی نکند سلسلة مجنون را
رتبة کوهکن این بس که کشیدست بدوش
[...]
خبر از حی مگر آورده کسی مجنون را
که گشوده بره قافله جوی خون را
از پی پرسش دل سلسله موئی آمد
تا که زنجیر فرستاد دگر مجنون را
گریه از کشته شدن نیست از آن میگریم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.