گنجور

شمارهٔ ۱۳۳۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

به یک غمزه شهری پریشان کنی

به عمدا گذر گر بر ایشان کنی

مشعبد صفت گر شوی در حجاب

از این طرفه بازی فراوان کنی

فرود آی در کنج ویران من

اگر گنج خواهی که پنهان کنی

وگر نه گذر کن بر ارباب بخل

چو خواهی که معمور ویران کنی

دو علت یکی حرص و دیگر حسد

چنین درد را هم تو درمان کنی

ببر هرچه در آفرینش دلی ست

چو در بنده شد چاره جان کنی

چو برخواستند از سر جان و دل

برایشان همه مشکل آسان کنی

نه چندان که در امتحان گاه قهر

قیامت برآری و طوفان کنی

ز ناگفتنی هاش توبه کنی

ز نا کردنی ها پشیمان کنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام