گنجور

شمارهٔ ۱۱۴۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

تا در جهان پدید بود سرو قامتی

ما را ز عاشقی نبود استقامتی

مستیم تا به روزِ قیامت ز جام عشق

بل گر بود ز بعد ِ قیامت قیامتی

هم دوستان دهند به شفقت نصیحتم

هم دشمنان کنند به رغبت ملامتی

دی شحنه گفت رو به سلامت فرو نشین

تا بر نخیزد از تو به هر سو علامتی

گفتم که مردِ عاشق ازین پند فارغ است

کاندر بلایِ عشق نباشد سلامتی

گفتا غرامتت بستانم که عاشقی

گفتم نه صعب تر ز جدایی غرامتی

آن ها که از مجاهده ی عشق واقف اند

بهزین کنند در حق ِ عاشق کرامتی

فریاد کز ندیمی ِ نامحرمان ِ عشق

هر لحظه می‌رسد به نزاری ندامتی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام