نز خلق هیچ کار مرا استقامتی
نز هیچ دوست، شرط وفا را اقامتی
از چرخ بی ثبات و زخورشید بی نوال
دارم چو ذره شخصی و چون چرخ قامتی
نه اشک میغ را چو بنانم عذوبتی است
نه حد تیغ را چو زبانم صرامتی
با ظلم دهر فایده ندهد کفایتی
با جور چرخ سود ندارد شهامتی
هرساعتی قرین تن من مذلتی
هر لحظه ندیم دل من ندامتی
گویی زمن مزاج فلک را ملالتی است
وز لفظ من دماغ جهان را سآمتی
گر زآتش ستاره نیابم سعادتی
وزصحبت زمانه نبینم سلامتی
بینم زتازه تازه غم و گونه گونه رنج
پیش از قیامت آمده بر من قیامتی
کز دوستان به عرض نصیحت فضیحتی
وز مهتران به جای کرامت ملامتی
تا گشت گرد خاطر من خطبه عمل
مسعود سعد وار کشیدم غرامتی
حبسی که داشتم که در آن حبس ره نیافت
در گوش من نه بانگ نمازی نه قامتی
گردون امام بی خردان کرد مر مرا
هرگز بدین مثال شنیده ای امامتی
افلاس را چه خواهی از این به نشانیی
و افلاک را چه باید از به علامتی
بر و کرامت ازلی را طلب کنم
چون طبع روزگار ندارد کرامتی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس ناامیدی و یأس از دنیا و دوستان اشاره میکند. او میگوید که هیچ کس به او وفا نکرده و در مواجهه با روزگار پر از ظلم و نوسان، احساس ضعف و ذلت میکند. اشعار نشاندهندهٔ غم و رنجهایی است که فراتر از تحمل او رفته و هر لحظه او را تحت فشار قرار میدهد. شاعر از دوستان و بزرگان جامعه نصیحتی جز ملامت دریافت نمیکند و زندگیاش را همچون حبس توصیف میکند. او به جستجوی کرامت و سعادت است، اما با این حال، به خاطر تجربههای تلخ از روزگار، احساس میکند که هیچ امیدی به بهبود وضعیتش نیست. در نهایت، او به بیمعنا بودن زندگی و فقدان امید در دنیای امروزی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این نکته اشاره میکند که نه از طرف مردم و نه از دوست خود، هیچ امیدی به پایداری و استواری در کارها ندارد. این نشاندهنده ناامیدی وی از وفاداری دیگران و عدم حمایت آنهاست.
هوش مصنوعی: از ناپایداری زندگی و عدم ثبات در روزگار و همچنین از پرتو بیرحم خورشید، من مانند ذرهای کوچک هستم و همچون چرخ، انسانی با قامتی بلند دارم.
هوش مصنوعی: نه اشکی که از میغها میریزد، مانند دست من شیرین است، و نه دندانی که مانند شمشیر است، به نرمی زبان من میباشد.
هوش مصنوعی: در برابر ستم زمان، هیچ تلاشی هیچ سودی نخواهد داشت و با رفتار ناعادلانهی دنیا، هیچ شجاعت و دلیری به درد نمیخورد.
هوش مصنوعی: هر ساعت که میگذرد، من با ذلت تازهای روبرو میشوم و هر لحظه، دل من از شرم و پشیمانی پر میشود.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد آسمان از حال و هوای من خسته شده و حرفهایم باعث بیحوصلگی دنیا شده است.
هوش مصنوعی: اگر از آتش ستارهای به خوشبختی نرسم و از گفتوگو با این روزگار، سلامتی را نبینم،
هوش مصنوعی: میبینم که غمها و رنجهای تازهای به سراغم آمدهاند و این وضعیت دشوار به گونهای شبیه قیامت بر من حملهور شده است.
هوش مصنوعی: بعضی از دوستان به جای اینکه نصیحت کنند، شأن و کرامت را زیر سوال میبرند و برخی از بزرگان نیز به جای احترام و مهربانی، انتقاد میکنند.
هوش مصنوعی: زمانی که به یاد و خاطر خود اندیشیدم، دست به عمل زدم و به نوعی بهای آن را پرداختم.
هوش مصنوعی: حبسی که من در آن بودم به قدری عمیق بود که هیچ راه فراری نداشتم. در این زندان نه صدای اذان شنیدم و نه نشانی از کسی که به نماز ایستاده باشد.
هوش مصنوعی: آسمان برای افرادی که دانش کافی ندارند، مانند من، در نظر نگرفته است؛ آیا تا به حال مثالی از این نوع رهبری شنیدهای؟
هوش مصنوعی: فقر و تنگدستی چه نشانهای دارند و همانطور، آسمانها نیز چه علامتی را باید بروز دهند؟
هوش مصنوعی: من از خداوند بزرگ و کرامت ازلی درخواست میکنم، زیرا طبیعت زندگی هرگز چیزی از کرامت به من نخواهد داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بگذرد به شهر چنین سرو قامتی
از هر طرف ز خلق برآید قیامتی
عالم چنان ملاحت حسنت فروگرفت
کز هیچ کس امید ندارم سلامتی
در دور چشم مست تو هشیار کس نماند
[...]
تا در جهان پدید بود سرو قامتی
ما را ز عاشقی نبود استقامتی
مستیم تا به روزِ قیامت ز جام عشق
بل گر بود ز بعد ِ قیامت قیامتی
هم دوستان دهند به شفقت نصیحتم
[...]
آمد بهار و سرو بر آراست قامتی
گل بر کشید بهر طرب را علامتی
گردیده باد بر سر آن سرو جان من
گردان چو باد گرد بر آن سرو قامتی
قد قامت الصلوة مؤذن زند به صبح
[...]
هر جا که هست چون تو گلی سرو قامتی
از بلبلان خسته برآید قیامتی
گر جان و دل بروی تو ایثار کردمی
باشد که نی کند دل و جانم غرامتی
ناصح ندیده چهره لیلی چرا کند
[...]
برخاست از قیام تو ز آنسان قیامتی
کآن را بود قیام قیامت علامتی
بی بند برده ای دل و بی تیغ کرده خون
بی دعوی امامت از اهل کرامتی
در پای رفت جان و سر از دست دل مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.