گنجور

 
محتشم کاشانی

هرچند خون عاشق بی‌دل حلال نیست

در خون من گرفت به آن خردسال نیست

حسنش امان یک نگهم بیشتر نداد

در حسن آدمی کش او اعتدال نیست

دی وقت راندن من از آن بزم بود مست

کامروز در رخش اثر انعفال نیست

شاخ گلی و گرنه هنوز ای پسر کجاست

سروی که در ره تو سرش پایمال نیست

ماه نوی ولی به ظهور تو از بتان

یک آفتاب نیست که در او زوال نیست

از یک هلال اگرچه نه‌ای بیشتر هنوز

یک سینه نیست کز تو بر او صد هلال نیست

حسن تو راست زیر نگین صد جهان جمال

یک دل حریف این همه حسن و جمال نیست

از سادگی دمی ز تو صد لطف می‌کنم

خاطر نشان خود که تو را در خیال نیست

خود را به عمد به هرچه می‌افکنی به خواب

ز افسانهٔ منت اگر امشب ملال نیست

برداشتست بهر نثار تو چشم ما

چندان گوهر که در صدفت احتمال نیست

قدت هلال وار خمیده است در شباب

بر غیر عشق محتشم این حرف دال نیست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اوحدی

هم خانه‌ایم، روی گرفتن حلال نیست

ناگفته پرسشی، که سخن را مجال نیست

گفتی: بسنده کن به خیالی ز وصل ما

ما را بغیر ازین سخنی در خیال نیست

گر ماه صورت تو ببیند، به صدق دل

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدی
ابن یمین

گفتم بدل که غم مخور اندر جهان بسی

هر چند نظم حال تو بی اختلال نیست

از فیض لطف او مکن امید منقطع

گر دولتی قرین تو گردد محال نیست

کز کارگاه غیب بسی میشود پدید

[...]

عبید زاکانی

حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیست

وز روزگار بهره به جز از ملال نیست

نقش سه شش طلب مکن از کعبتین دهر

کین نقش پنج روزه برون از خیال نیست

چون منصب بزرگی و چون جاه و ملک و مال

[...]

جهان ملک خاتون

گرچه به پای بوس تو ما را مجال نیست

غیر از خیال روی توام در خیال نیست

آیم به سر دوان به سر کوی تو چو گوی

ای نور دیدگان ز منت گر ملال نیست

تا کی خوری تو خون دل عاشقان مخور

[...]

صائب تبریزی

گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست

با ناقصان ستیزه نمودن کمال نیست

در دوزخم بیفکن و نام گنه مبر

آتش به گرمی عرق انفعال نیست

از صلح کل، سمن به گریبان فشانده ام

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه