گنجور

شمارهٔ ۳

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای نگارین چون تو از خوبان کجاست

نیست کس را آنچه از گیتی تراست

قد و روی و زلف سرو و ماه مشک

مشک پیچان ماه تابان سرو راست

تا مرا مهر تو اندر دل نشست

از دل من بیش مهر کس نخاست

ای نگار از طاعت تو چاره نیست

راست گویی خدمت خسرو علاست

شاه مسعود آفتاب داد و دین

آنکه بر شاهان گیتی پادشاست

از نهیبش ماه با رخسار زرد

وز شکوهش چرخ با پشت دوتاست

خسروان را آب حوضش زمزم است

سرکشان را خاک قصرش کیمیاست

شاه گردون همت گردون محل

خسرو دریا دل دریا عطاست

از بقا و عز و دولت شاد باد

تا به گیتی دولت و عز و بقاست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.