گنجور

 
نشاط اصفهانی
 

گوشه ای از بهر آسایش بجز میخانه نیست

چاره ی رنج دو عالم غیر یک پیمانه نیست

آنکه می بیند به بند عشق و پندم میدهد

گر چه من دیوانه ام، پیداست کو فرزانه نیست

آشنا دیدش نشاط از بسکه با بیگانگان

میخورد خون زین غم اکنون تا چرا بیگانه نیست