گنجور

 
ناصر بخارایی

مرا از تیغ هجران دل دو نیم است

که از وصلش امید، از هجر بیم است

حدیث زمهریر از آه من پرس

که اندر سینه‌ام نار جحیم است

نخستین عشق من روز ازل بود

نیاز ما و ناز او قدیم است

به نادان اگر کردم گناهی

همی‌دانم که طبع او کریم است

مخوان ای باده نرگس چشم او را

که بیماری و فکر تو سقیم است

به رویش حلقه کرده مار گیسو

ید بیضا و ثعبان کلیم است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

فراق دوستان کاری عظیم است

چه می‌گویم که دردی بس الیم است

اگر چه دوست با ما نیست یک دم

وصالش مونس و هجران ندیم است

اگر هجران، خیالش همنشین است

[...]

امیرخسرو دهلوی

مرا در آرزویت غم ندیم است

به تو گر نیست روشن، حق علیم است

به خاک پای تو خوردیم سوگند

از آن معنی که سوگندی عظیم است

چو دل با ابرویت پیوسته بودم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه