مرا از تیغ هجران دل دو نیم است
که از وصلش امید، از هجر بیم است
حدیث زمهریر از آه من پرس
که اندر سینهام نار جحیم است
نخستین عشق من روز ازل بود
نیاز ما و ناز او قدیم است
به نادان اگر کردم گناهی
همیدانم که طبع او کریم است
مخوان ای باده نرگس چشم او را
که بیماری و فکر تو سقیم است
به رویش حلقه کرده مار گیسو
ید بیضا و ثعبان کلیم است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج ناشی از جدایی و عشق میپردازد. شاعر میگوید که دلش بر اثر جدایی دو نیم شده و از محبت و وصال معشوقش امید دارد، در حالی که از جدایی ترس دارد. او از درد و آتش درونش سخن میگوید و به عشق نخستینش اشاره میکند که از روز ازل وجود داشته است. شاعر نسبت به خود در برابر نادانی احساس گناه میکند، اما بر این باور است که طبیعت معشوقش بخشنده است. در انتها، او با اشاره به زیبایی معشوق و اثرش بر خود، به عمق احساسش نسبت به وی میپردازد.
هوش مصنوعی: دل من از درد جدایی به دو نیم شده و در عین حال از انتظار وصال و نزدیکی نیز امیدوارم، اما در پس این احساس امید، ترس از دوری و هجران وجود دارد.
هوش مصنوعی: سخن از سرما و سرمای سختی به میان آور و از من بپرس که در درونم آتشی مانند جهنم میسوزد.
هوش مصنوعی: اولین عشق من از همان ابتدای خلقت آغاز شد و نیازی که من داشتم و ناز و عشقی که او داشت، قدمتی طولانی دارد.
هوش مصنوعی: اگر به کسی که نادان است خطایی کردهام، میدانم که اخلاق او خوب و بزرگمنش است.
هوش مصنوعی: شراب چشم نرگس او را نخوان، زیرا تو گرفتار بیماری و نگران او هستی.
هوش مصنوعی: نیش های خطرناک و دسیسه های پیچیده به دور او coils کرده است، در حالی که او ویژگیهای خاص و فراطبیعی دارد که او را متمایز میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز رشک نام او عالم دو نیم است
که عالم، یکی او را دو میم است
تو دری گر یتیمی این چه بیم است
که در را بهترین وصفی یتیم است
فراق دوستان کاری عظیم است
چه میگویم که دردی بس الیم است
اگر چه دوست با ما نیست یک دم
وصالش مونس و هجران ندیم است
اگر هجران، خیالش همنشین است
[...]
مرا در آرزویت غم ندیم است
به تو گر نیست روشن، حق علیم است
به خاک پای تو خوردیم سوگند
از آن معنی که سوگندی عظیم است
چو دل با ابرویت پیوسته بودم
[...]
پس از وی همچو عُرْجونِ قدیم است
ز تقدیر عزیزی کو علیم است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.