مه بود در کلبه ام چون در ته دامن چراغ
خانه من ز آتش گل می کند روشن چراغ
جوهر شمشیر او را کرد خون من علم
می رساند تیغ بر خورشید از روغن چراغ
پشت بام خانه اش سیلی زند مهتاب را
هر که چون فانوس دارد زیر پیراهن چراغ
تیره روزان می کنند از آه روشن خانه را
در بغل دارد بنفشه از گل سوسن چراغ
هر که دارد بر جگر چون لاله داغ آتشین
می تواند کرد روشن با لب دامن چراغ
آشنایی راست گیرد دست در افتادگی
رشته را نبود به غیر از دیده سوزن چراغ
لاله روشن می کند خاک شهیدان تو را
بر مزار کشتگان باشد سر بی تن چراغ
کی توان در پرده پنهان کرد حسن شوخ را
در اگر بندند بیرون گردد از روزن چراغ
سیدا از بس که با پروانه دارم الفتی
در نمی گیرد به هر غمخانه یی بی من چراغ


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به زیباییهای دلنشین زندگی و عشق اشاره میکند، در حالی که همچنین به درد و رنجهای ناشی از جدایی و غم میپردازد. او با استفاده از نمادهایی چون چراغ و مهتاب، روشنایی و تاریکی را به تصویر میکشد. تصویر شمشیر و تیغ در اینجا به عنوان سمبل عشق و درد دلها قرار دارد، جایی که عشق توانایی روشن ساختن دلها و تسکین آتش درونی را دارد. همچنین، شاعر به رابطهاش با عشق و پروانهوارگیاش در برابر زیباییهای زندگی میپردازد و بیان میکند که حضور او در دل هر خانه و غمخانهای ضروری است. غزل با بیان اندوه و حسرت ناشی از جدایی به اتمام میرسد.
هوش مصنوعی: در کلبهام، مانند ماه میدرخشد و مانند شعلههایی که از آتش گل به وجود میآید، چراغ خانهام را روشن میکند.
هوش مصنوعی: جوهرهٔ شمشیر او باعث شد که خون من بر روی آن بریزد. تیغ نشان دهندهٔ قدرت و درخشش است، همانطور که نور چراغ به خورشید میرسد.
هوش مصنوعی: آن که در دل خود نور و روشنایی دارد، هر جا باشد میتواند در تاریکی شب، زیباییها را ببیند و از آنها لذت ببرد. مانند کسی که در شب، فانوس به دست دارد و میتواند مسیرش را روشن کند.
هوش مصنوعی: تاریک اندیشان با ناله و آه، روزهای ناامید را سپری میکنند و در عوض، بنفشهای که در آغوش گل سوسن است، نوری را به خانه میآورد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش همچون لاله، داغی سوزان دارد، میتواند با لبش، دامن روشنایی را روشن کند.
هوش مصنوعی: دوستی و ارتباط واقعی فقط با تلاش و کوشش به دست میآید و بدون دیدگاه صحیح و دقیق به زندگی نمیتوان این ارتباط را شکل داد.
هوش مصنوعی: گل لاله از خاک شهیدان تو جوانه میزند و بر مزار کشتهها، سر بریدهای مثل چراغ روشنایی میدهد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند زیبایی و جذابیت یک معشوق بازیگوش را در پنهانی نگه دارد. حتی اگر او را در پرده و مخفیگاهی هم بپوشانند، باز هم از منفذی مانند روزنه چراغ به بیرون میآید و خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: به خاطر علاقه و پیوند عمیقی که با پروانه دارم، حتی در خانههای پر غم و اندوهی که بدون من هستند، نمیتوانم ارتباطی برقرار کنم و آنجا را روشن کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر سرایی را که باشد از دل روشن چراغ
میجهد شبهای تار از دیده روزن چراغ
میخورد خون از فروغ سینه من داغ عشق
میکشد خجلت ز خود در وادی ایمن چراغ
سوختم ز افسردگی یارب درین محفل، کجاست
[...]
چون کند در انجمن تاب رخش روشن چراغ
پرتو خود را به دور اندازد از روزن چراغ
بس که بعد از سوختن هم گرم دارد تب مرا
می کند آیینه از خاکسترم روشن چراغ
گر گریبان را گشاید بر نسیم، از عقل نیست
[...]
از چه رو دارد شب زلفت به تاریکی سری؟
ای که از مهتاب حسنت می شود روشن چراغ
عاشقی بیش از جوانی کرد در پیری دلم
می دهد طغیان آتش دردم رفتن چراغ
بود از سوز دلم هر قطره خون در تن چراغ
پیش ازان دم کز شرر در سنگ شد روشن چراغ
آهم از سوزت چراغ دودمان شعله است
می توانم کردن از باد نفس روشن چراغ
برقع افکندیز رخسار و بسی شرمنده است
[...]
پیش رویش کرد پنهان مهر در روزن چراغ
کی تواند شد بلی چون روز شد روشن چراغ
لاله را گر در چمن بینی یقین دان لاله نیست
داغ های رفتگان گل کرده در گلشن چراغ
در جهان اکثر که می بینیم دل افسرده اند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.