گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عشق تو مست و کف زنانم کرد

مستم و بیخودم چه دانم کرد

غوره بودم کنون شدم انگور

خویشتن را ترش نتانم کرد

شکرینست یار حلوایی

مشت حلوا در این دهانم کرد

تا گشاد او دکان حلوایی

خانه‌ام برد و بی‌دکانم کرد

خلق گوید چنان نمی‌باید

من نبودم چنین چنانم کرد

اولا خم شکست و سرکه بریخت

نوحه کردم که او زیانم کرد

صد خم می به جای آن یک خم

درخورم داد و شادمانم کرد

در تنور بلا و فتنه خویش

پخته و سرخ رو چو نانم کرد

چون زلیخا ز غم شدم من پیر

کرد یوسف دعا جوانم کرد

می‌پریدم ز دست او چون تیر

دست در من زد و کمانم کرد

پر کنم شکر آسمان و زمین

چون زمین بودم آسمانم کرد

از ره کهکشان گذشت دلم

زان سوی کهکشان کشانم کرد

نردبان‌ها و بام‌ها دیدم

فارغ از بام و نردبانم کرد

چون جهان پر شد از حکایت من

در جهان همچو جان نهانم کرد

چون مرا نرم یافت همچو زبان

چون زبان زود ترجمانم کرد

چون زبان متصل به دل بودم

راز دل یک به یک بیانم کرد

چون زبانم گرفت خون ریزی

همچو شمشیر در میانم کرد

بس کن ای دل که در بیان ناید

آن چه آن یار مهربانم کرد

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرشید در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۹ نوشته:

به به با صدای همایون ......

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
گلبرگ در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۰ نوشته:

واقعا عالییییییییی
وقتی با صدای زیبای همایون شنیدمش سرمست شدم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجید در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۶ نوشته:

درود بر همایون شجریان که بسیار زیبا و دلنشین این غزل اجرا کردند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دیبا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۰ نوشته:

خود غزل که عالیه.با صدای آقای شجریان هم که دیگه زیباییش قابل وصف نیست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حجت در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۳۹ نوشته:

هزارباردرود بر همایون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پیام در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۴۶ نوشته:

این شعر واقعا بی نظیره....
همایون عزیز در آلبوم مستور و مست این غزل رو به زیبایی تمام اجرا کرده.
واقعا دست کسانی که این غزلیات زیبا رو پیدا می کنند و آهنگ سازی می کنند و میخوانند درد نکنه...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۴ سال قبل، دو شنبه ۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۲۸ نوشته:

بدون شک این پرسش بوده و هست که شمس چه دگرگونی در جلال دین پدید آورده
که او اینطور تحت تاثیر قرار می‌گیرد و عاشقانه او را می‌‌ستاید
چندین غزل به این پرسش پاسخ می‌دهد مانند مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
انسان یک بعدی مانند تیر یک مسیر و یک هدف بیشتر ندارد مثل ترشی که یک مزه بیشتر نیست
و آدم ترشرو به کسی‌ می‌گویند که که با دیگران و با هستی‌ رابطه نرمش پذیری ندارد
در برابر شیرینی‌ به هزار مزه و بو و طعم و صورت قابل عرضه است
زبانی که به دل‌ وصل باشد سخن‌های شیرین و نو می‌‌آورد چون دل‌ به آسمان‌ها و کهکشان‌ها راه دارد
و راز آمیزی هستی‌ همان دل‌ است که جلال دین در غزل‌های زیادی به توصیف آن‌ می‌‌پردازد
بیان راز‌های دل‌ سر بسیاری را به باد داده است
در این غزل نقش مهم شمس و هنر او نیز در حفاظت از جلال دین و آموزش خاموشی و زبان راز ورزی
بیان و آشکار میشود و اینکه زبان عشق و دل‌ را نزد او آموخته است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شهلا در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۵ نوشته:

این شعر باصدای اصغر فرهادی در آلبوم عشق آمد که تقریباً نایاب است هم بیداد کرده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیرحسین در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۶ نوشته:

سلام
لطفا یکی از اساتید بیت: نردبان‌ها و بام‌ها دیدم ... را معنی کند
با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.