دل ز ما برد و قصد جانم کرد
قصد این جان ناتوانم کرد
عشق روی تو ای بت سیمین
در همه شهر داستانم کرد
خون دل را ز راه دیده بسی
آن دو دیده بر آستانم کرد
دل محزون ز دوستان بربود
گوش بر قول دشمنانم کرد
غیر نوش لب شکربارت
هرچه خوردم همه زیانم کرد
شکر الطاف او کنم شب و روز
که ثنای تو در زبانم کرد
کام جان مرا نداد شبی
نیک بدنام در جهانم کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تأثیر عمیق عشق بر دل و جان خود سخن میگوید. او با احساس عمیق و melancholic، به زیبایی محبوب خود اشاره میکند و بیان میکند که این عشق، داستانش را در شهر پخش کرده است. دل محزون او به خاطر رفتار دوستان و دشمنانش رنج میکشد و به نوعی در تنگنای ناامیدی قرار دارد. با وجود همه سختیها، شاعر روز و شب به ستایش محبوب خود پرداخته و در عین حال از دردی که عشق به او وارد کرده گلایه میکند. آخرین بیت به رویدادی اشاره دارد که او را به بدنامی کشانده است و حسرتی برای عدم دستیابی به آرامش در کنار محبوب خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: دل من را برد و قصد جانم را کرد، به این ترتیب با ناتوانی من بازی کرد.
هوش مصنوعی: عشق تو ای معشوق با زیبایی بینظیرت، در تمام شهر، همه برای من داستانی سراغ دارند.
هوش مصنوعی: از چشمانم به خاطر رنج و درد زیاد، اشکهایی چون خون میریزم و این اشکها به پای آن محبوب میریزد.
هوش مصنوعی: دل غمگین من به خاطر دوستانم به درد آمده و به حرفهای دشمنان گوش دادهام.
هوش مصنوعی: هر چیزی جز لبهای شیرین تو که خوردم، فقط به ضررم بوده است.
هوش مصنوعی: سپاسگزاری از نعمتهای او را در تمام شب و روز انجام میدهم، زیرا ستایش تو در زبانم جاری شده است.
هوش مصنوعی: شبِ خوبی به من نداد و باعث شد که در دنیا بدنام شوم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من دگر چاره ای ندانم کرد
دل ازین نوع خوش توانم کرد
عشق تو مست جاودانم کرد
ناکس جملهٔ جهانم کرد
گر سبکدل شوم عجب نبود
که می عشق سر گرانم کرد
چون هویدا شد آفتاب رخت
[...]
عشق تو مست و کف زنانم کرد
مستم و بیخودم چه دانم کرد
غوره بودم کنون شدم انگور
خویشتن را ترش نتانم کرد
شکرینست یار حلوایی
[...]
کردگار از کرم عیانم کرد
واقف از حال این و آنم کرد
من چو بی نام و بی نشان بودم
بی نشانی مرا نشانم کرد
به تجلی ظاهر و باطن
[...]
غم هجر تو نیمه جانم کرد
کرد کاریکه ناتوانم کرد
زیر بار فلک نرفتم لیک
بار عشق تو چون کمانم کرد
ضعف چون آه سینه مظلوم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.